- و پيران آنان را كه ننگ و عار كافرپيشگان ارث بهجا ماندهء ايشان است نيز از پا درآورم .
- ليكن با اين دردى كه در دل من است كه چرا در آن نبرد من نيز از مدافعان حريم خويش نبودهام ،
- از پاداش هيچيك از اين مواقف بىبهره نيستم ، زيرا آنچه آنان كردهاند پسند من بوده است .
- پس من به خونهايى كه جنگاوران در آن پيكارها از مردم بدكار و كافرپيشه ريختند ، خشنودم و به فردايى دلخوشم كه لشكرى انبوه و بسيار درهم مىآميزد ،
- همان روزى كه پرچمدار لشكر پسر پيغمبر است و سپاهش از دل گرد و غبار بدر مىآيد ،
- و زبانهء آتش نبردشان چهرهها را بريان مىكند و تيرها و دم شمشيرها پوست از سر سركشان مىكند .
- روز پيروزى بزرگى كه سوز دل خستهدلان و اندوهزدگان را فرو مىنشاند و دوستداران دودمان پيغمبر را چون سيّد مختار به هدف مىرساند ، آن روز است .
- اى مختار ! اى ابرمرد مصمّم و اى امين دودمان پاك محمّد صلّى اللّه عليه و آله ، اى مايهء اميد در سختىها و اى غمگسار اندوهزدا و اى گريزگاه دشوارىها .
- شگفت نيست اگر گروهى ، بلندى مقامت را درنيافتند ، چه آنها از بينايى محرومند .
- تو به فرزانگى درخشيدى و باكى نيست اگر ديدههايى از ديدن اين درخشش بىبهره ماند .
- ترا در سراى سرافرازان منزل است و براى دشمنت مزلّت مغروران است . جايگاهت در جوار محمّد و در پناه تبار همسايه دوست اوست .
- اگر دشمنان از كمان تهمت تيرت زنند بايد بدانند كه كوه از پرش كاهى نمىلغزد .
- اينان اگر مناقب بر جاى ماندهات را كه از آغاز تا انجام قابل ستايش است ، انكار كردهاند بايد بدانند كه حقيقت از آن توست و زشتى از ساحت پاك بزرگيت به دور است .
- ما از سر مهر بر سيادت تو كه اسير جنجال زورگويىهاى ياوهسرايان شد گريه مىكنيم .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 498
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٤٩٨