نام ابراهيم بود ، كه در برخورد با حوادث ، شكارهاى سركش را به كم مىگرفت .
- او آراسته به شرف هدايتى است كه اين هدايت همراه با سرورى و سيادتى است كه از آن نسيم خوش اصالت مىوزد .
- جوشنپوش خردمندى است كه كوههاى بلند و استوار در برابر او خوار و بىمقدارند .
- به گاه تاخت و تاز به شير مىماند و در زمان بخشش به باران ريزان شبيه است .
- جاى او دلهاى آل محمّد است ، همان سرورانى كه نيكنهاد و پاكسرشتند .
- به گاه ديدار دشمن در نشيب مهلكهاى فرو نمىرود ، مگر آنكه مهاجمان بر فراز آمده را به خاك هلاك مىنشاند .
- و چون به آهنگى استوار بر فراز مىآيد ، شعلههاى فروزان و سركش را خاموش و بدل به دود مىكند .
- رداى ستايش را شرافتمندانه بر دوش دارد و بر مركبى كه رام سرافرازان است ، سوار است .
- هرفضيلتى به وى منحصر است همانطور كه هرستايشى در مختار خلاصه مىشود .
- عود ، بوى خوش و حديث خويش را از بزرگى او و شكوفهها درخشندگى و شكوفايى را از فروغ او مايه گرفتهاند .
- او را به شمارهء ستارگان ، يادگارهاى ارزنده و آثار نيك است .
- خاندان پاك پيغمبر و ستايش آنها ، وى را از تمام اشعارى كه ديگران دربارهء وى پرداختهاند بىنياز مىكند .
- افسوس من بر اين است كه از حزب او نبودم و در هنگامهء جنگ شعارى همچون آنان نداشتم ،
- كه يا به مرگى كه پاداش شهادت و نيكنامى دارد ، دل ببندم و يا به آرزوى انتقامگيرى از خاندان اميّه ، برسم .
- در قلب لشكر دشمن فرو روم و سران سپاهشان را به شمشير برّان بزنم ،
- و مادران را به سوگ مرگ جوانانى كه در كفر و نابكارى بار آمدهاند ، بنشانم ،
الغدير ( فارسى ) — صفحة 497
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٤٩٧