تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 492

مساهمون:

ص٤٩٢
- خبرى بس بزرگ به من رسيد و دلم را سخت به درد آورد . - گفتند « حبيب » مرد و من پاسخ دادم شما را به خدا « طايى » را مگوييد . و گفته‌اند كه اين شعر از ابى زبرقان عبد اللّه بن زبرقان كاتب مولاى بنى اميّه است . از شرف الدين ابو المحاسن محمّد بن عنين معنى اين شعرش را پرسيدند :
سقى اللّه روح الغوطتين و لا ارتوت * من الموصل الجد باء الا قبورها
چرا سيرابى را بر همهء موصل حرام كردى و به گورهاى آن اختصاص دادى ؟ گفت : به احترام ابى تمام . ابو تمام فرزند شاعرى بنام ( تمام ) از خود به‌جا گذاشت كه پس از مرگ پدر به نزد عبد اللّه بن طاهر آمد و او از ( تمام ) خواست كه شعر بخواند و وى چنين خواند : - پروردگار زنده‌ات بدارد چه اوست كه ترا به روى خوب آراست . - بغداد از نورت پرفروغ شد و چوب خشك به بخششت سرسبز گرديد . عبد اللّه لختى درنگ كرد و سپس چنين سرود : - پروردگار زنده‌ات دارد ، براستى كه آرزويت به اشتباهت انداخت . - به نزد كسى آمده‌اى كه كيسه‌اش تهى است و اگر چيزى داشت ، به تو مىداد . تمام گفت : داد و ستد شعر به شعر نوعى ربا است ، سرانه‌اى از مال بر آن بگذار . عبد اللّه خنديد و گفت : اگر نيروى شاعرى پدر ندارى ، ظرافت و نكته‌سنجى وى دارى و به صله‌اى براى او فرمان داد . « 1 »

[ نقدى بر ابى تمام ]

الجواد قد يبكوا ، جاى تعجب است و چرا از شخصيتى چون ابى تمام در شگفت نباشيم كه با آنكه در مذهب ريشه‌دار و به نواميس آن آشناست و از احوال شخصيّت‌هاى مذهبى و آثار گرانقدر و كوشش‌هاى قابل ستايش آنان آگاهى دارد ، و خوب مىداند كه مخالفان آنان با چه تلاشى و كوششى در انديشه آنند كه آنها را بدنام كنند و تاريخ آراسته و
هامش
( 1 ) . غرر الخصائص ، وطواط 259 .