- خبرى بس بزرگ به من رسيد و دلم را سخت به درد آورد .
- گفتند « حبيب » مرد و من پاسخ دادم شما را به خدا « طايى » را مگوييد .
و گفتهاند كه اين شعر از ابى زبرقان عبد اللّه بن زبرقان كاتب مولاى بنى اميّه است .
از شرف الدين ابو المحاسن محمّد بن عنين معنى اين شعرش را پرسيدند :
سقى اللّه روح الغوطتين و لا ارتوت * من الموصل الجد باء الا قبورها
چرا سيرابى را بر همهء موصل حرام كردى و به گورهاى آن اختصاص دادى ؟ گفت : به احترام ابى تمام . ابو تمام فرزند شاعرى بنام ( تمام ) از خود بهجا گذاشت كه پس از مرگ پدر به نزد عبد اللّه بن طاهر آمد و او از ( تمام ) خواست كه شعر بخواند و وى چنين خواند :
- پروردگار زندهات بدارد چه اوست كه ترا به روى خوب آراست .
- بغداد از نورت پرفروغ شد و چوب خشك به بخششت سرسبز گرديد .
عبد اللّه لختى درنگ كرد و سپس چنين سرود :
- پروردگار زندهات دارد ، براستى كه آرزويت به اشتباهت انداخت .
- به نزد كسى آمدهاى كه كيسهاش تهى است و اگر چيزى داشت ، به تو مىداد .
تمام گفت : داد و ستد شعر به شعر نوعى ربا است ، سرانهاى از مال بر آن بگذار .
عبد اللّه خنديد و گفت : اگر نيروى شاعرى پدر ندارى ، ظرافت و نكتهسنجى وى دارى و به صلهاى براى او فرمان داد . « 1 »
[ نقدى بر ابى تمام ]
الجواد قد يبكوا ، جاى تعجب است و چرا از شخصيتى چون ابى تمام در شگفت نباشيم كه با آنكه در مذهب ريشهدار و به نواميس آن آشناست و از احوال شخصيّتهاى مذهبى و آثار گرانقدر و كوششهاى قابل ستايش آنان آگاهى دارد ، و خوب مىداند كه مخالفان آنان با چه تلاشى و كوششى در انديشه آنند كه آنها را بدنام كنند و تاريخ آراسته و
هامش
( 1 ) . غرر الخصائص ، وطواط 259 .