تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 428

مساهمون:

ص٤٢٨
- بالاخره مرگ ، آن مرد را آواز داد و بانگ خود را به گوش او رساند . و مرگ دعوت كننده‌اى است كه چون كسى را فراخواند ، پاسخ مساعد شنود . - ( در اين هنگام ) وى خلافت را به دومى بخشيد و او را در رديف خود سوار كرد ، چه سوار و رديف رسوايى ! ! - و اين دومى ، اوّلين كسى است كه پيغمبر وى را به بيعت تو سفارش فرمود امّا او خيلى زود پيمان‌شكنى كرد . - سومى ، نيز جامهء خلافت را به تن كرد و مسايل جدّى ، به بازى بدل شد . - جاهليت چهرهء زشت نخستين خود را ، دوباره نشان داد و گرگان به جان بيچارگان فتادند . - در « خم » آنگاه كه احمد رهبر ، بر جهاز شتران قرار گرفت آنان را از اين جهالت‌ها باز داشت . - و به مردمى كه پيرامونش گرد آمده يا در خدمتش نشسته و به سخنانش گوش مىدادند و نگرانش بودند ، فرمود : - اى على ! برخيز كه من مأمور رساندن فرمان ولايت به مردمم و اين تبليغ براى من سزاوارتر و بهتر است . - آرى ، من على را به رهبرى و راهنمايى پس از خود منصوب مىكنم . و على بهترين منصب‌دار است . - آنها با تو بيعت كردند و دست خود را به سوى تو گشودند . ليكن در دل از تو روى گردان بودند . - ترا رها كردند ، بىآنكه دست بخشش و عطايت كوتاه و يا زبان گفتارت نارسا باشد و نه اينكه به دورويى و نفاق شناخته شده باشى . - تو قطب سنگ آسياى اسلامى ، نه آنها ! و آسيا جز بر قطب نمىگردد . تو همتاى آنان در فضل و همانندشان در خانه و خانواده نبودى . - اگر به همنبرد نيزه در دست بنگرى ، نيزه و دستش به لرزه مىافتد .