تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١

ولادت و درگذشت سيد

سيد الشعراء حميرى به سال 105 ه در عمان ولادت يافت و تحت سرپرستى پدر و مادر اباضى مذهب خود در بصره پرورش يافت تا به عقل و شعور خود رسيد و پس از آن از پدر و مادر خود دورى گزيد و به عقبة بن مسلم فرماندار پيوست و در پيش وى تقرّب يافت تا آنگاه كه پدر و مادرش مردند و او آن‌چنانكه گذشت ميراث‌خوار آنان شد . سپس از بصره به كوفه آمد و در آنجا از اعمش حديث فراگرفت و با رفت و آمد در ميان اين دو شهر زندگى كرد ، تا در رميلهء بغداد ، در زمان خلافت رشيد درگذشت - قدر مسلم همين است - او را در كفن‌هايى كه رشيد وسيلهء برادرش على بن مهدى فرستاد ، كفن كردند و على بن مهدى به روش اماميه ، بر جنازهء وى پنج تكبير گفت و به فرمان رشيد تا آنگاه كه گور سيّد را هموار مىكردند ، آنجا ايستاد . سيّد در باغچه‌اى در ناحيه‌اى از كرخ كه در پشت قطيعهء ربيع است ، به خاك سپرده شد . امّا مرزبانى تاريخ سال درگذشت سيّد را 173 ه گفته و قاضى مرعشى در مجالس خود اين تاريخ را از دست‌خط كفعمى بازگو نموده ، و ابن حجر پس از نقل تاريخ مذكور از قول ابو فرج گفته است كه ديگرى تاريخ آن را سال 178 ه دانسته و ابن جوزى 179 ه پنداشته است . مرزبانى به اسناد خود از ابن ابى حودان روايت كرده است كه گفت : در هنگام مرگ سيّد ، در بغداد به بالين وى آمدم به غلامش گفت : چون من مردم به انجمن بصريان مىروى و آنان را از مرگ من آگاه مىكنى و گمان نمىكنم كه از آنها جز يكى دو نفر بيايند سپس به مجمع كوفيان مىروى و آنان را نيز از درگذشت من مىآگاهانى و براى آنان چنين مىخوانى : - اى مردم كوفه ! من از خردسالى تا كهنسالى و هفتاد سالگى دلباختهء شما بوده‌ام - به شما مهر مىورزم و دوستتان دارم ، ستايش شما را چون فرمان محترم الهى بر خود لازم مىشمرم براى آنكه شما وصى مصطفى را دوست مىداريد . - و ما را ، مصطفى و جانشين او و آن دو سيّد بزرگوار حسن و حسين و فرزند آنان كه