تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
- اى مغرور ! دل به وعده‌هاى خيال‌انگيز دلبرى فريبكار بسته‌اى . - دلبرى كه شاداب و گران‌خواب و باريك‌اندام است و به غزال خوش‌خط و خال مىماند ، - چون با او خلوت كنى دست در گردنش درآورى و بوسيدن و مكيدن دهان خوش‌طعم آميخته به مشك او ، ترا شفا مىبخشد . - او در ميان دوشيزگان سيمتنى است كه خلخالى به پايشان نرفته است . . . در اين قصيده مىگويد : - به خدا و نعمت‌هاى او قسم مىخورم و انسان مسؤول گفتار خويشتن است ، - كه نهاد على بن ابى طالب عليه السّلام براستى بر پارسايى و نيكوكارى سرشته است . پس عتبى گفت : به خدا سوگند كه سيّد از عهدهء آنچه خواسته است به خوبى برآمده و اين است آن شعرى كه بىپرده بر دل مىنشيند . « 1 » و پيش از همهء اينها ، همان سخن امام صادق عليه السّلام در ستايش سيّد بسنده است كه فرمود : أنت سيد الشعراء و اين گفتار حاكى از چنان پايهء بلندى براى سيّد در ادب است كه وصف از رسيدن به كنه آن ، ناتوان و بيان از دريافت آن ، نارسا است . و آن‌چنانكه در نور الابصار شبلنجى آمده است ، سيّد را از شاعران امام صادق عليه السّلام و فرزند پاكش امام كاظم شمرده‌اند .

سخن‌پردازى سيّد در ستايش آل اللّه

سيّد مردى بلندهمت و حريص در برگرداندن حق به اهلش بود و به سبب كوشش و اجتهادى كه در نشر دعوت به مبدأ استوار خويش داشت و سخن‌پردازىهايى كه در ستايش خاندان پاك‌نهاد پيغمبر كرد ، بر بسيارى از شعرا فزونى و برترى يافت . و با جانبازى و فداكارى در راه تقويت روح ايمان در مردم و زنده‌كردن دلمردگان از طريق نشر فضايل آل اللّه و پراكندن زشتىهاى دشمنان و بدىهاى مخالفان آنان ، بر ساير
هامش
( 1 ) . الاغانى : 7 / 247 .