آنان از خواندن من به طرب آمدند و شادىها كردند و پرسيدند اين اشعار از كيست ؟
گفتم : از سيّد است . گفتند به خدا سوگند كه وى يكى از شعراى خوشطبع است . نه ! بلكه در اين روزگار همانندى ندارند . « 1 »
از زبير بن به كار است كه گفت : از عمّم شنيدم كه مىگفت : اگر آن قصيدهء سيد را كه در آن مىگويد :
انّ يوم التّطهير يوم عظيم * خصّ بالفضل فيه اهل الكساء
- براستى كه روز نزول آيهء تطهير ، روز بزرگى است كه آل عبا در آن به برترى ويژگى يافتند .
بر منبر بخوانند ، گناهى نكردهاند و اگر تمام اشعار وى ، از اين دست بود ما آن را روايت مىكرديم و بد نمىدانستيم . و از حسين بن ثابت روايت كردهاند كه گفت : مردى بدوى كه در روايت شعر جرير بر همهء مردم پيشى داشت ، بر ما وارد شد . وى شعرى از جرير مىخواند و من نيز ، سرودهاى از سيّد را در همان معنى مىخواندم تا بر او فزونى جستم ، به من گفت : واى بر تو ! اين شاعر كيست ؟ به خدا سوگند كه او از صاحب ما شاعرتر است . « 2 »
و از اسحاق بن محمّد روايت مىكنند كه گفت از عتبى « 3 » شنيدم كه مىگفت :
در روزگار ما ، شاعرى خوشروشتر و پاكيزه لفظتر از سيّد نيست . سپس به يكى از حاضران گفت : قصيدهء لاميهء سيّد را كه امروز مىخواندى ، دوباره بخوان و او چنين خواند :
- آيا در محبوبت ، كشش و بخششى هم هست يا نه ؟ راستى كه پستى نشان گمراهى است .
- آيا در دلت شورى نهفته است كه سخنان بيهوده آن را بهبود نمىبخشد .
هامش
( 1 ) . الاغانى : 7 / 238 .
( 2 ) . الاغانى : 7 / 239 .
( 3 ) . وى ابو عبد الرحمن محمّد بن عبد اللّه اموى است كه شاعرى بصرى ( م 228 ) و منسوب به جدّش عبد اللّه بن ابى سفيان است .