تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
دليرى و شهامت ، سخاوت و كرم ، دادگرى و ساير شؤون و فضائل اخلاقى را دربارهء او فروگذار نفرموده ؛ نخواست كه او را از مزيّت و فضيلت ظاهرى هم بىبهره باشد . ديلمى در كتابش ارشاد گويد : قيس ، مردى بود كه داراى اندامى به طول هيجده وجب و عرض پنج وجب بود ؛ در زمان خود بعد از امير المؤمنين عليه السّلام سخترين مردم بود « 1 » . ابو الفرج گويد : قيس مرد بلندقامتى بود ؛ هنگامى كه بر اسب قوىهيكل بزرگ سوار مىشد پاهايش به زمين مىرسيد و چنان كه گذشت از منذر بن جارود نقل شده كه قيس را در گوشه‌اى ديد كه بر اسبى نارنجىرنگ سوار است و پاهايش به زمين كشيده مىشد . ابو عمرو كشى گويد : قيس از جمله ده نفرى بود كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله از زمان نخستين به آنها پيوست و طول آنها ده وجب با دستهاى خودشان بود و قيس و سعد پدرش از آن افراد بودند « 2 » و از كتاب غارات تأليف ابراهيم ثقفى نقل شده كه قيس رساترين و بلند قدترين مردم بوده و دستهاى بلندى داشته ، و موهاى جلوى سرش ريخته بود ؛ او مردى بزرگ ، شجاع ، داراى تجربه ، و نسبت به على عليه السّلام و فرزندانش خيرانديش بود ، و با همين نظر و عقيده هم جهان را بدرود گفت . ثعالبى شلوارهاى قيس را از جملهء مثلهاى مشهور و متداول به شمار آورده و گويد : لباس هرمرد تنومند و بلندبالا را به شلوار قيس مثال مىزدند « 3 » . قيصر روم ، مردى تنومند و قوىجثه از روميان را كه از لحاظ بزرگى جثّه مورد اعجاب همگان بود ، نزد معاويه فرستاد ، معاويه دانست كه براى برابرى و زبون‌كردن او جز قيس بن سعد كسى شايستگى ندارد ، و در هنگامى كه آن مرد رومى نزد معاويه بود به قيس گفت : وقتى كه به منزل خود رفتى ، شلوار خود را براى من بفرست . قيس مقصود معاويه را دانست ؛ در همان مجلس شلوار خود را بيرون آورد و به طرف آن مرد قوى هيكل رومى انداخت . آن مرد رومى در حالى كه تماشا مىكردند ، شلوار قيس را به‌پا كرد و تا سينه‌اش
هامش
( 1 ) . ارشاد ، ديلمى : 2 / 325 . ( 2 ) . رجال ، كشى 73 . ( 3 ) . ثمار القلوب ، ثعالبى 480 .