نموده و در ضمن گفته است : قول به پنجاه و نه هجرى آخر خلافت معاويه هم هست . و در اسد الغابه برعكس استيعاب نقل شده است . ابن كثير ، در تاريخش به تبعيت از ابن جوزى سال وفات را پنجاه و نه نوشته ، و در اين ميان يك قول خيلى نادر هم هست كه كسى بدان اعتنائى ننموده ، آن قول منسوب به ابن حبّان است كه مىگويد : قيس از دست معاويه فرار كرد و در سال 85 ؛ زمان خلافت عبد الملك وفات يافت . اين قول را ابن حجر نقل مىكند « 1 » ، ولى قول خليفة بن خياط و كسانى را كه با او همقولند تقويت مىكند و مقرون به صواب مىداند .
خاندان قيس
در دورهء صدر اسلام ، خاندان قيس از بزرگوارترين خاندانهاى انصار به شمار مىرفتند . و پيوسته انوار دانش و بزرگوارى از افق اين خاندان مىدرخشيد و در هر زمينهاى شخصيتهاى برجسته و لايق تحويل داده است ؛ در جنبههاى زعامت و رياست حفظ و بررسى احاديث ، در علم و دانش و در پاكى و پاكدامنى مردانى از اين خاندان برخاستهاند .
از جملهء ايشان است ، ابو يعقوب اسحاق ، پسر ابراهيم ، پسر يحيى ، پسر عبّاس ، پسر عبد الرحمن ، پسر سالم ، پسر قيس ، پسر سعد ، پسر عباده خزرجى انصارى ، سمعانى در كتاب انساب خود شرح حال او را آورده و دربارهاش مىگويد : از شريفترين خاندان انصار است و در نيشابور از جنبه ثروت و عدالت و قدس و تقوى و دريافت صحيح روايت يگانهء عصر خود بود ؛ در طلب حديث حريص و در باب درك حقائق و معرفت به آنها زياد مىكوشيد . در نيشابور از محمّد بن رافع ، اسحاق بن منصور ، عبد الرحمن بن بشير بن حكم ، نقل حديث مىكند و در عراق از عمر ابن شبّه نميرى ، حسن بن محمّد بن صباح ، محمّد بن اسماعيل احمسى و احمد بن سنان قطّان نقل حديث مىنمايد و در رى از ابا زرعه ، محمّد بن مسلم بن داره ، نقل حديث كرده است و از او ، ابو اسحاق ابراهيم بن
هامش
( 1 ) . اصابه : 3 / 249 .