هزار درهم بخشيد ، باز هم قبول نكرد ، در مرتبهء سوم چهارصد هزار درهم به دو بخشيد و قبول كرد « 1 » . و از اين قبيل جنايات و خيانات از معاويه بسيار صورت گرفته است ! !
پس ، كسى كه نسبت دروغ به پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله بدهد ، و عليه امير مؤمنان مطالبى نشر دهد ، بعيد نيست كه به مانند قيسى افتراء بندد و نامهاى از قول او بسازد ! و به بزرگان و شخصيتهاى پاك بنى هاشم نسبتهاى ناروايى بدهد كه آنان از اين نسبتها منزهند .
بلى ، معاويه ننگ اين روش و منش نكوهيده را ، در دوران تاريك تسلّط و اقتدارش بر خود و همكارانش نهاد ، و كيش و عادتش بر اين جارى گرديده بود و به پيروى از او راويانى خدا ناشناخته و بدمنش پيدا شدند كه به جعل احاديث پرداختند ، و روايات مجعول زياد شد . و چه مشكلاتى در سر راه محققين و راويان حديث بوجود آوردند تا اينكه توانستند روايات خوب و بد را از هم جدا سازند .
اين روش ناپسند معاويه ادامه يافت تا به حدى كه كودكان در يك چنين محيطى بزرگ شدند و بزرگسالان بر اين مبنا به پيرى رسيدند و در نتيجهء اين سياست ننگين بغض و دشمنى خاندان پيامبر عليهم السّلام در دلها جايگزين شد و بدعت معاويه داير بر لعن و دشنام بر على عليه السّلام بعد از نماز جمعه و نمازهايى كه به جماعت برگزار مىشد و در بالاى منابر در شرق و غرب كشور اسلامى معمول گشت و حتى در پايگاه وحى پروردگار ( مدينهء منوره ) چنين عمل مىشد .
حموى گويد : لعن بر على ، در بالاى منابر در شرق و غرب كشور اسلامى اجرا گرديد ، ولى در منبر سجستان ، جز يك بار اين عمل ناروا انجام نگرفت ، مردم آن سامان ، از اجراى اين بدعت كثيف بنى اميّه خوددارى نمودند . حتى مقرّر داشتند كه بر منابر ايشان هيچكس لعن نگردد . وه چه شرافتى است كه نصيب اين مردم گشته و از لعن على عليه السّلام برادر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله خوددارى نمودند ، در حالى كه در منابر دو حرم بزرگ مسلمين مكّه و مدينه لعن مىشد . « 2 »
پس از مرگ امام حسن عليه السّلام معاويه عازم حجّ شد و در سر راه وارد مدينه گشت تصميم
هامش
( 1 ) . شرح ، ابن ابى الحديد : 1 / 361 .
( 2 ) . معجم البلدان ، حموى : 5 / 38 .