خاندانش شد بنگر - درود و رحمت خدا و بركاتش بر او باد - .
قيس بن سعد را با شيخين ( ابو بكر و عمر ) در داستان طوق خالد بن وليد سخنان و مناظراتى است كه ابو محمّد ديلمى ، حسن بن ابى الحسن متذكر آنها شده و بيان كرده كه قيس با زبانى فصيح و نطقى گويا و بيانى رسا و ايمانى محكم و دلى باجرأت در مقابل آنان اين سخنان را گفته « 1 » و ما براى رعايت اختصار از ذكر آن صرف نظر مىكنيم .
استادان قيس و كسانى كه از او روايت كردهاند
به طورى كه در كتاب الاصابة و تهذيب التهذيب آمده است : سرور و فرمانرواى قبيله خزرج ( قيس ) از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و مولاى متقيان امير المؤمنين على عليه السّلام و از پدرش سعد روايت نموده است .
از جمله روايات او از پدرش روايتى است كه حافظ محمّد بن عبد العزيز جنابذى حنبلى در كتاب معالم العترة به طور مرفوع از قيس و او از پدرش نقل كرده است كه او از علىّ بن ابى طالب عليه السّلام شنيده كه مىفرمود : در روز جنگ احد شانزده ضربت بر من وارد شد در چهار ضربت از پى درآمدم و بر زمين افتادم مردى خوشصورت و نيكچهره و خوشبو نزد من آمد و بازويم را گرفت و مرا از جاى بلند كرد و فرمود روى به دشمن آور تو در حال پيروى از دستور خدا و رسول هستى و آن دو از تو خشنودند بعد از آن نزد رسول خدا آمدم و جريان را به آن حضرت گفتم . رسول خدا فرمود : اى على خداوند ديدگانت را روشن گرداند او جبرئيل بوده است « 2 » .
همچنين قيس از عبد اللّه بن حنظلة بن راهب انصارى نيز روايت مىكند نامبرده در سال 63 ( يوم الحره ) كشته شد در حالى كه در آن روز انصار با او بيعت نموده بودند .
ابن حجر روايت قيس را از نامبرده ذكر نموده است « 3 » .
هامش
( 1 ) . ارشاد القلوب : 2 / 201 .
( 2 ) . كفاية الطالب ، ط مصر 37 ؛ نور الابصار 87 .
( 3 ) . تهذيب التهذيب : 2 / 193 و 5 / 193 و 8 / 396 .