باطل است . « 1 »
در رسالهاى هم دربارهء معناى ولايت نوشته ، مىگويد : قصيدهء قيس به طورى است كه هيچ كسى از مورخان و راويان در نسبت اين اشعار به او شك ندارد و از روى علم آن را قبول نمودهاند همانطورى كه يارىكردن او امير المؤمنين را در جنگ صفين و جمل حتمى و مسلم است . و اين سرآغاز قصيده است :
قلت لمّا بغى العدوّ علينا * حسبنا ربّنا و نعم الوكيل
اينچنين بر امامت امير المؤمنين گواهى داده و به استناد خبر روز غدير ، امامت آن حضرت را مسلم دانسته است و تصريح كرده كه گفتار رسول خدا در آن خطبه ، رياست امامت و زمامدارى آن حضرت را بر عموم جامعه اسلامى واجب دانسته است .
اين قصيده را سرور ما شريف رضى ( م 406 ) ، در خصايص الائمه روايت كرده و گفته است : راويان و ناقلين اخبار بر نقل اشعار قيس اتفاقنظر دارند و گويند : قيس اين ابيات را در حضور امير المؤمنين عليه السّلام سروده است ، بعد از آنكه از بصره برگشته بودند ، در قصيدهاى كه آغازش اينچنين است :
قلت لما بغى العدو علينا * حسبنا ربنا و نعم الوكيل
اين دو شاعر ( قيس و حسّان ) هردو از صحابه پيامبر هستند كه به امامت امير المؤمنين گواهى دادهاند ، همچون كسى كه شاهد اصل قضيّه بوده و محل ورود و خروج تمام جريان را ناظر بوده است .
و اين قصيده را دانشمند مشهور شيخ عبيد اللّه السد آبادى در المقنع نقل كرده و آنگاه گويد : گويند : از جمله دليلها بر اينكه امير المؤمنين عليه السّلام امام و پيشوايى است كه رسما رسول خدا او را تعيين نموده است ، گفتار قيس بن سعد بن عباده است ، و او از بزرگان صحابه است كه بر امامت آن حضرت گواهى داده و گفته است : امام منصوص او است و با او مخالفت شده ( و حقش را گرفتهاند ) و گويد : كه كميت بن زيد گفتار قيس بن سعد و حسان بن ثابت را تصديق نموده است .
هامش
( 1 ) . الفصول المختاره : 2 / 87 .