تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسالة الولاية ( سر سلوك ) ( فارسى ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
شاگرد وظيفه‌شناس و مبادى به آداب بايد باشد كه به تعبير حافظ شيرازى :
دولت پيرمغان باد كه باقى سهل است * ديگرى گو برو و نام من از ياد ببر سعى نابرده در اين راه به جايى نرسى * مزد اگر مىطلبى ، طاعت استاد ببر تا ز ميخانه و مىنام و نشان خواهد بود * سر ما خاك ره پيرمغان خواهد برد حلقه پيرمغان زازل در گوش است * برهانيم كه بوديم و همان خواهد بود
و لسان الغيب شيراز نيز چون عارفان ره آشنا و راه طى كرده مسئله اطاعت و تسليم در برابر پير و مرشد را مطرح مىنمايد زيرا نيك مىداند كه الف ) پير و استاد واسطهء فيض و منبع الهام الهى است و غبار غيريّت از صحنه دل و صفحهء جان سالك بدست عنايت پير زدوده خواهد شد . ب ) پير به آگاهى برتر نسبت به منازل و مدارج سلوك دست يافته است و فرمان او ، فرمان ولايت است چه اينكه او خود به ولايت رسيده و كامل گشته است لذا سروده كه :
از آستان پيرمغان سر چرا كشيم * دولت در آن سراى و گشايش در آن در است كليد گنج سعادت قبول اهل دل است * مباد كس كه در اين نكته شك و ريب كند كيميايى است عجب بندگى پيرمغان * خاك او گشتم و چندين درجاتم دادند به جان پير خرابات و حقّ صحبت او * كه نيست در سر من جز هواى خدمت او بنده پير مغانم كه ز جهلم برهاند * پير ماهر چه كند عين ولايت باشد « 1 »
هامش
( 1 ) . ر . ك : آب طربناك ، ص 125 - 131 ، دكتر سيد يحيى يثربى ، چ اول ، 1381 ش ، آفتاب توسعه ، تهران ، حافظ نامه -
رسالة الولاية ( سر سلوك ) ( فارسى ) — صفحة 363 | ميرزا أحمد الآشتياني / محمدجواد رودگر