10 . ادب شاگرد و استاد « 1 »
در خصوص درس دهم « ده » نكتهء ظريف را مطرح كردند كه چنين است :
1 . موسى خود را به عنوان تابع خضر معرفى مىكند ( اتّبعك ) .
2 . موسى بيان تابعيت را به صورت تقاضاى اجازه از او ذكر مىكند ( هل اتّبعك ) .
3 . او اقرار به نيازش به تعلّم مىكند و استادش را به داشتن علم ( على ان تعلّمن ) .
4 . در مقام تواضع ، علم استاد را بسيار معرفى مىكند و خود را طالب فراگرفتن گوشهاى از علم او ( ممّا ) .
5 . از علم استاد به عنوان يك علم الهى ياد مىكند ( علّمت ) .
6 . از او طلب ارشاد و هدايت مىنمايد ( رشدا ) .
7 . در پرده به او گوشزد مىكند : همانگونه كه خدا به تو لطف كرده و تعليمت نموده ، تو نيز اين لطف را در حق من كن ( تعلّمن ممّا علّمت ) .
8 . جمله « هل اتّبعك ؟ اين واقعيت را نيز مىرساند كه شاگرد بايد به دنبال استاد برود ، اين وظيفه استاد نيست كه به دنبال شاگرد راه بيفتد ( مگر در موارد خاص ) .
9 . موسى با آن مقام بزرگى كه داشت ( پيامبر الوالعزم و صاحب رسالت و كتاب بود ) اين همه تواضع مىكند يعنى هركه هستى و هر مقامى دارى در مقام كسب دانش بايد فروتن باشى .
10 . او در مقام تعهد خود ، در برابر استاد ، تعبير قاطعى نكرد بلكه لقب « ستجدنى ان شاء الله صابرا » كه هم ادبى است در برابر پروردگار ، و هم در مقابل استاد كه اگر تخلفى رخ دهد هتك احترامى نسبت به استاد نشده باشد . » « 2 »
استاد و پير طريق ، پدرى مهربان ، خيرخواه ، درد آشناى ، دردشناس و درمانگر و
هامش
( 1 ) . مكارم شيرازى ، ناصر ، تفسير نمونه ، ج 12 ، ص 528 - 565 ، چ بيست و سوم ، 1383 ش ، دار الكتب اسلامى ، تهران ، و تفسير الميزان ، ج 13 ، ص 476 - 477 ، چ بيستم ، 1384 ش ، دفتر انتشارات اسلامى ، قم .
( 2 ) . همان ، ص 566 .