بمير اى دوست پيش از مرگ ، اگر مى زندگى خواهى * كه ادريس از چنين مردن ، بهشتى گشت پيش از آن
پس متعالى كردن روح و دل كندن از ظواهر فريبنده دنيا و خويشتن را به دست دوست سپردن عامل زنده نگه داشتن انگيزه ، انديشه ، اخلاق و اعمال انسان است و روح را به اهتزاز در مىآورد و روحى چنين قدرتمند قدرت تصرّف بر طبيعت و انقطاع از بدن طبيعى را دارا خواهد شد كه :
گر پيشتر از مرگ طبيعى مردى * بر خور كه بهشت جاودانى بردى
ور زانك در اين شغل قدم نفشردى * خاكت بر سر كه خويشتن آزردى
شيخ شهاب الدين سهروردى نيز گويد : « چون ديدهء اندرونى گشاده شود ، ديده ظاهر برهم بايد نهادن و لب برهم بايد بستن و اين پنج حس ظاهر را دست كوتاه بايد كردن و حواس باطن را در كار بايد انداختن تا اين بيمار ، چيزى را اگر گيرد به دست باطن گيرد و اگر بيند به چشم باطن بيند و اگر شنود به گوش باطن شنود و اگر بويد به شمّ باطن بويد و ذوق وى از حلق جان باشد ، چون اين معنا حاصل آمد پيوسته مطالعهء سرّ آسمانها كند و از عالم غيب هر زمان آگاهانيده شود و آنگاه خود بيند ، آنچه بيند و بايد ديگران ، از آنچه كه در نظر وى آن حكايت نتوان كردن الّا كه به ذوق توان دانستن . » « 1 »
ج ) راههاى دستيابى به مرگ ارادى :
چونكه دانسته شد مرگ ارادى چيست و انواع آن كدامند و امكان وقوع عقلى داشته و تجربه شونده و دست يافتنى است پرسش اين استكه از چه راههايى مىتوان به مرگ ارادى رسيد ؟ آيا مرگ ارادى در انحصار افراد ، طبقه يا گروه خاصى است ؟ در
هامش
( 1 ) . سهروردى ، شهاب الدين ، روزى با جماعت صوفيان ، ص 17 و 18 .