تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسالة الولاية ( سر سلوك ) ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
خمينى رحمه اللّه در ادراك موت ارادى و نيل به فناى تامّ مىنويسند : « اگر انسان حبّ دنيا را به رياضات علمى و عملى از قلب خارج كند ، غايت مقصد او دنيا نخواهد بود و اعمال او از شرك اعظم ، كه جلب انظار اهل دنيا و حصول موقعيت در نظر آنهاست ، خالص شود و از جلوت و خلوت و سرّ و علن او مساوى شود . و اگر با رياضات نفسانيه بتواند حبّ نفس را از دل بيرون كند ، به هر مقدارى كه دل از خودخواهى خالى شد خداخواه شود و اعمال او از شرك خفىّ نيز خالص شود و مادامى كه حب نفس در دل است و انسان در بيت مظلم نفس است مسافر الى اللّه نيست بلكه از مخلّدين الى الارض است . و اوّل قدم سفر الى اللّه ترك حبّ نفس است و قدم بر انانيّت و فرق خود گذاشتن است . و ميزان در سفر همين است . و بعضى گويند يكى از معانى آيهء شريفهء :
وَ مَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهاجِراً إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ
« 1 » اين است كه كسى كه خارج شد از بيت نفس و هجرت به سوى حق كرد به سفر معنوى ، پس از آن او را فناى تامّ ادراك كرد اجر او بر خداى تعالى است و معلوم است براى چنين مسافرى جز مشاهده ذات مقدس و وصول به فناء حضرت اجرى لايق نيست . . . » « 2 » . بنابراين عقلا محال نيست كه هرگاه انسانى در اثر مراقبت علمى و عملى توانست صاحب « همّت » شده و داراى نفس و نفس رحمانى و الهى گشته و از ظلمتكده طبيعت و سراچه آفاق عبور نمايد توانمندى لازم را در « مرگ ارادى » داشته باشد و بدنش در ماده و روحش در معنا سير كند چنان كه « ادريس پيامبر عليه السّلام » در اثر رياضات قالبيّه و قلبيّه توانست رفعت مقام و عروج مكانتى يابد و تلطيف وجود و تنوير درون نمايد و صاحب كمالات روحى و مرگ اختيارى گردد كه :
هامش
( 1 ) . نساء ، 100 . ( 2 ) . خمينى [ امام ] ، روح اللّه ، چهل حديث ، ص 333 .