9 - عند الله شدن
10 - ادب مع الله يافتن
11 - رهائى از خوديت و انيت و انانيت
12 - به مقام حضور بار يافتن
13 - ولايت و محبت و تبعيت « انسان كامل » يا كون جامع داشتن
14 - فناء فى الله و بقاء بالله يافتن
و به عبارت ديگر به « توحيد » رسيدن و موحد شدن همانا راهيابى به مقام ولايت است كه :
فاطِرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَنْتَ وَلِيِّي فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ تَوَفَّنِي مُسْلِماً وَ أَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ
يا
وَ هُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحِينَ :
من هماندم كه وضو ساختم از چشمهء عشق * چار تكبير زدم يكسره بر هرچه كه هست
« مراقبه »
از آنجائى كه « مراقبت » بذر « ولايت » است « 1 » و اگرچه خودشناسى و عرفان به نفس روح و جان نيل به مقام منيع و رفيع « ولايت » است قدرى پيرامون مراقبت يا كشيك نفس كشيدن توضيح مىدهم :
« مراقبه » در حقيقت توجه دائمى و تسلط بر خويشتن و بيدارى و پايدارى در راه رسيدن به كمال است چه اينكه سالك هماره در معرض مهالك و سقوط است و موانع كمالات وجودى هم از درون و هم از برون او را تهديد مىنمايد لذا هوشيارى دائمى مىطلبد و اين تيزهوشى و فراست و پاسبان حرم دل بودن هميشگى است و در هر منزلى متناسب با آن منزل و مقام سلوكى مراقبه لازم است چه اينكه مراقبهء مقام پائين يكگونه است و مراقبهء مقام بالاگونهاى ديگر است چنان كه خطرات هركدام فرق
هامش
( 1 ) . در آسمان معرفت ، ص 47 .