تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 665

مساهمون:

ص٦٦٥
شده ، اين قول « 1 » است كه خواسته است او را به آتش نسبت دهد ، چون أبو لهب ، اشعارى به انتساب به آتش دارد ، وقتى مىگويند فلانى ابو الخير است ، معنايش اين است كه : با خير رابطه اى دارد ، و همچنين ابو الفضل و ابو الشر ، و چون در آيات بعد مىفرمايد : « * ( سَيَصْلى ناراً ذاتَ لَهَبٍ ) * - به زودى در آتشى زبانه دار مىسوزد » از آن فهميده مىشود كه معناى * ( « تَبَّتْ يَدا أَبِي لَهَبٍ » ) * هم اين است كه : از كار افتاده باد دو دست مردى جهنمى ، كه هميشه ملازم با شعله و زبانه آن است . بعضى « 2 » ديگر گفته‌اند : نام او عبد العزى بوده ، و اگر قرآن كريم نامش را نبرده ، بدين جهت بود كه كلمه « عبد العزى » به معناى بنده عزى است ، و « عزى » نام يكى از بتها است ، خداى تعالى كراهت داشته كه بر حسب لفظ نام عبدى را ببرد كه عبد او نباشد ، بلكه عبد غير او باشد ، و خلاصه با اينكه در حقيقت عبد اللَّه است ، عبد العزىاش بخواند ، اگر چه در اسم اشخاص معنا مورد نظر نيست ، ولى همانطور كه گفتيم قرآن كريم خواست از چنين نسبتى حتى بر حسب لفظ خوددارى كرده باشد . * ( « ما أَغْنى عَنْه مالُه وَما كَسَبَ » ) * در اين آيه كلمه « ما » دو بار آمده ، اولى نافيه است ، و دومى مىتواند موصوله باشد ، و معناى « ما كسب » ، « آنچه با اعمالش به دست آورده » بوده باشد ، و مىتواند مصدريه باشد ، و معنايش كسب كردن به دست خود باشد ، و كسب كردن به دست خود ، همان عمل او است ، و معناى آيه به فرض دوم اين است كه : عمل او دردى از او دوا نكرد . و معناى آيه به هر حال اين است كه مال ابو لهب و عملش و يا اثر عملش دردى از او دوا نكرد و به نفرين خدا و يا قضاى او ، هم دچار تباب و خسران نفس شد و هم تباب و خسران دو دستش . * ( « سَيَصْلى ناراً ذاتَ لَهَبٍ » ) * يعنى به زودى داخل آتشى زبانه دار خواهد شد . و منظور از اين آتش ، آتش دوزخ است كه جاودانى است ، و اگر كلمه « نار » را نكره و بدون الف و لام آورد ، براى اين بود كه عظمت و هولناكى آن را برساند . * ( « وَامْرَأَتُه حَمَّالَةَ الْحَطَبِ » ) * اين آيه عطف است بر ضمير فاعلى كه در جمله « سيصلى » مستتر است ، و تقدير كلام « سيصلى ابو لهب و سيصلى امرأته » است ، يعنى به زودى ابو لهب داخل آتشى زبانه دار
هامش
( 1 ) روح المعانى ، ج 30 ، ص 261 . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 559 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 665 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى