مجمع البيان سپس اضافه مىكند از ابن مسعود روايت شده كه گفت : رسول خدا ( ص ) در روز فتح داخل مكه شد ، در حالى كه پيرامون خانه كعبه سيصد و شصت بت كار گذاشته بودند ، رسول خدا ( ص ) با چوبى كه در دست شريف داشت به يك يك آن بتها مىزد و مىخواند : « جاء الحق و ما يبدئ الباطل و ما يعيد - حق آمد ديگر باطل را آغاز نمىكند و بر نمىگرداند » و نيز مىخواند : « جاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً » .
و نيز از ابن عباس روايت شده كه گفت : وقتى رسول خدا ( ص ) وارد مكه شد ، حاضر نشد داخل خانه شود ، در حالى كه معبودهاى مشركين در آنجا باشد و دستور داد قبل از ورود آن جناب بتها را بيرون سازند ، و نيز مجسمه اى از ابراهيم و اسماعيل ( ع ) بود كه در دستشان چوبه از لام - كه وسيله اى براى نوعى قمار بود - وجود داشت ، رسول خدا ( ص ) فرمود : خدا بكشد مشركين را ، به خدا سوگند كه خودشان هم مىدانستند كه ابراهيم و اسماعيل ( ع ) هرگز مرتكب قمار از لام نشدند « 1 » .
مؤلف : روايات پيرامون داستان فتح مكه بسيار زياد است ، هر كس بخواهد به همه آنها واقف شود بايد به كتب تاريخ و جوامع اخبار مراجعه كند ، آنچه ما آورديم به منزله خلاصه اى بود .
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 554 - 557 .