كن ، ( چون كلمه نحر به معناى سر بريدن شتر به آن نحو خاص است ، هم چنان كه كلمه « ذبح » به معناى سر بريدن ساير حيوانات است ) .
بعضى « 1 » ديگر گفتهاند : معنايش اين است كه براى پروردگارت نماز بخوان ، و وقتى سر از ركوع بر مىدارى به طور كامل بايست .
بعضى « 2 » ديگر معانى ديگرى هم ذكر كردهاند .
* ( « إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الأَبْتَرُ » ) * كلمه : « شانئ » به معناى دشمن خشمگين ، و كلمه « أبتر » به معناى اجاق كور است ، و اين كسى كه چنين زخم زبانى به آن جناب زده بود عاصى بن وائل بوده .
بعضى گفتهاند : مراد از ابتر منقطع از خير ، و يا منقطع از قوم خويش است ، كه خواننده توجه فرمود اين قول با روايات شان نزول نمىسازد .
بحث روايتى
در الدر المنثور است كه بخارى ابن جرير و حاكم از طريق ابى بشر از سعيد بن جبير از ابن عباس روايت كردهاند كه گفت : كوثر آن خيرى است كه خداى تعالى به رسول خدا ( ص ) داد . ابو بشر مىگويد : به سعيد بن جبير گفتم جمعى از مردم معتقدند كه كوثر نام نهرى در بهشت است . سعيد گفت نهرى هم كه در بهشت است يكى از خيرهايى است كه خداى تعالى به آن جناب ارزانى داشته « 3 » .
و در همان كتاب آمده كه ابن ابى حاتم ، حاكم ، ابن مردويه ، و بيهقى در كتاب سنن خود ، از على بن ابى طالب روايت كردهاند كه فرموده وقتى اين سوره بر رسول خدا ( ص ) نازل شد ، از جبرئيل پرسيد : اين « نحيرة » كه خداى عز و جل مرا بدان مامور فرموده چيست ؟ گفت : منظور نحيرة نيست ، بلكه خداى تعالى مامورت كرده وقتى مىخواهى احرام نماز ببندى دستهايت را بلند كنى ، هم در تكبيرة الاحرام و هم در هنگام ركوع رفتن و هم در موقع سر از ركوع برداشتن ، كه اين نماز ما و نماز فرشتگانى است كه در هفت آسمان هستند ، و براى هر چيزى زينتى است ، و زينت نماز دست بلند كردن در هر تكبير است .
هامش
( 1 و 2 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 403 .
( 3 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 402 .