تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 631

مساهمون:

ص٦٣١
* ( « الَّذِي أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَآمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ » ) * اين آيه اشاره است به منت واضحى كه در ايلاف دو رحلت وجود دارد ، و نعمت ظاهرى كه نمىتوانند آن را انكار كنند ، و آن تامين معاش قريش و امنيت آنان است كه در سر زمينى زندگى مىكردند كه نه نانشان تامين بوده و نه جانشان ، و نه سر زمين خرمى بود كه ديگران بدانجا آيند ، و نه جان ديگران در آنجا تامين مىشد پس بايد ربى را بپرستند كه اين چنين به بهترين وجه امورشان را تدبير نمود ، و او همان رب بيت است .
بحث روايتى
در تفسير قمى در ذيل آيه * ( « لإِيلافِ قُرَيْشٍ » ) * آمده كه : اين سوره در باره قريش نازل شده ، چون قريش معاششان از دو رحلت تابستانى و زمستانى به يمن و شام تامين مىشد ، از مكه پوست و محصولات دريايى و كالاهايى كه در ساحل دريا پياده مىشده از قبيل فلفل و امثال آن را بار مىكردند و به شام مىبردند ، و در شام جامه و آرد خالص و حبوبات ( غلط مشهور است ، و صحيح آن حبوب است كه در روايت آمده ) ، خريدارى مىكردند ، و همين مسافرت باعث مىشد وحدت و الفتى در بينشان بر قرار گردد ، هر وقت به يكى از اين دو سفر دست مىزدند يكى از بزرگان قريش را رئيس خود مىكردند ، و زندگيشان از اين راه تامين مىشد . بعد از آنكه خداى تعالى رسول گراميش را مبعوث فرمود : مردم قريش بىنياز از سفر شدند ، چون از اطراف حجاز مردم رو به آن جناب نهاده ، هم آن حضرت را زيارت مىكردند ، و هم خانه خدا را ، و لذا در اين سوره فرمود : * ( « فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هذَا الْبَيْتِ الَّذِي أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ » ) * پس رب اين خانه را بپرستند ، كه ايشان را از گرسنگى نجات داد ، و ديگر احتياج ندارند به شام بروند ، * ( « وَآمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ » ) * يعنى راهزنان بپاس حرمت كعبه كارى به كار آنان ندارند « 1 » . مؤلف : اينكه فرمود : « بعد از آنكه خداى تعالى رسول گراميش را مبعوث فرمود » انطباقش با سياق آيات سوره روشن نيست ، چون گفتيم سياق همه از داستان ابرهه و قبل از ولادت آن حضرت سخن دارد ، و چه بسا اين قسمت جزو كلام امام نبوده ، و مرحوم قمى آن را از بعضى روايات ابن عباس استفاده كرده باشد .
هامش
( 1 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 444 .