تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 629

مساهمون:

ص٦٢٩
و « راحله » به معناى شترى است كه براى راه پيمايى نيرومند باشد . و منظور از « رحلت قريش » مسافرت آنان از مكه به بيرون براى تجارت است ، و اين رحلت از مشخصات اهل اين شهر بوده ، چون اين شهر در دره اى خشك و سوزان و بى آب و علف واقع شده ، كه نه زرعى در آن هست و نه ضرعى ( پستان شيردارى ) ناگزير قريش زندگى را از راه تجارت مىگذارنيد ، و در هر سال دو نوبت به تجارت مىرفت ، يك نوبت در زمستان كه به طرف يمن مىرفت ، و نوبتى ديگر در تابستان كه به سوى شام ره مىسپرد ، و با اين دو نوبت سفر كردن زندگى خود را اداره مىنمود ، و مردم يمن و شام پاس احترام قريش را مىداشتند ، زيرا خانه كعبه بيت الحرام در بين ايشان واقع شده بود ، و به همين جهت راهزنان و غارتگران كه ممر عيشى به جز دزدى و غارت نداشتند ، متعرض ايشان نمىشدند ، نه سر راه را برايشان مىگرفتند ، و نه به شهرشان حمله ور مىشدند .
و در جمله « لايلاف قريش » حرف لام در كلمه « لايلاف » لام تعليل است ، و فاعل در « ايلاف » خداى سبحان ، و مفعول ايلاف ( آن كسانى كه خدا مردم را با ايشان مانوس كرد ) قريشند ، پس كلمه « قريش » مفعول اول فعل ايلاف است ، و مفعول دومش حذف شده ، چون جمله بعدى يعنى « * ( إِيلافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتاءِ وَالصَّيْفِ ) * » مىفهماند كه آن مفعول چيست ، و جمله « ايلافهم . . . » بدل از جمله « ايلاف قريش » است ، و فاعل در « ايلافهم » نيز خداى سبحان ، و مفعول اولش ضمير جمعى است كه در ظاهر كلام آمده ، و به قريش بر مىگردد ، و مفعول دومش كلمه « رحلة . . . » است ، و تقدير چنين است ، « لايلاف اللَّه قريشا رحلة الشتاء و الصيف - خداى سبحان با مرغان ابابيل آن دفاع را از خانه اش كرد ، و به شما قريش اين عزت و احترام را ارزانى داشت تا شما قريش با رحلت زمستانى و تابستانى مانوس شويد ، و امر معاشتان بگذرد » « 1 » . « فلْيَعْبُدُوا رَبَّ هذَا الْبَيْتِ » حرف « فاء » در آغاز جمله « فليعبدوا » در اصطلاح ادبيات براى اين آمده كه مطلب بويى از شرطيت را داشته ، يعنى جا داشته كسى توهم كند كه پرستش رب اين بيت لا بد شرايطى دارد كه با بودن آن شرايط بايد رب اين بيت را پرستيد ، و با نبودنش نپرستند . براى رفع
هامش
( 1 ) و گر نه اگر اين كرامت از خانه كعبه به ظهور نمىرسيد ، دزدان و غارتگران فرقى بين شما و ساير مردم نمىگذاشتند ، و كاروانتان را مىدزديدند ، و حتى در خود مكه نيز از هجوم و غارتشان ايمن نمىبوديد . « مترجم » .