است كه با ايشان نماز جماعت خوانديم ، و نماز نافله را با جماعت نمىشود خواند .
و اما روايت مفضل بن صالح كه به آن استدلال كردهاند بر وحدت دو سوره ، بر تعدد بيشتر دلالت دارد ( براى اينكه در آن آمده در يك ركعت بين دو سوره « ضحى » و « ا لم نشرح » ، و نيز بين دو سوره « فيل » و « ايلاف » جمع مكن ) ، و اين صريح است در تعدد .
پس حق مطلب آن است كه روايات اگر در اين باره دلالتى داشته باشد دلالت دارد بر اينكه جائز است دو سوره « ضحى و ا لم نشرح » و دو سوره « فيل و ايلاف » را در يك ركعت نماز واجب خواند ، ولى در غير واجبات نمىتوان خواند ، و مؤيد اين دلالت روايت راوندى است كه در كتاب الخرائج و الجرائح خود آن را از داوود رقى از امام صادق ( ع ) نقل كرده ، و در آن آمده : همين كه فجر طلوع كرد برخاست اذان و اقامه گفت ، و مرا در طرف راست خود به پا داشت ، و در ركعت اول سوره حمد و سوره ضحى را ، و در ركعت دوم حمد و قل هو اللَّه احد را خواند ، و سپس قنوت گرفت ، و سلام داد آن گاه نشست « 1 » .
* ( « لإِيلافِ قُرَيْشٍ إِيلافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتاءِ وَالصَّيْفِ » ) * ماده « الف » - به كسره همزه - كه مصدر ثلاثى مجرد و باب افعالش « ايلاف » مىآيد ، به معناى اجتماع با همبستگى و الفت است ، و به قول راغب اصلا الفت را به همين جهت الفت مىگويند « 2 » .
و در صحاح اللغة آمده : وقتى گفته مىشود : « فلان قد آلف هذا الموضع » ، معنايش اين است كه فلانى با اين محل انس گرفته ، و معناى اينكه گفته شود : « فلان آلف غيره هذا الموضع » اين است كه فلانى آن شخص ديگر را با اين محل مانوس كرد ، و گاه مىشود كه همين تعبير يعنى تعبير به باب افعال در مورد لازم نيز استعمال مىشود ، مثلا گفته مىشود :
« فلان الف هذا الموضع » و يا « يالف هذا الموضع ايلافا » ، يعنى فلانى با اين محل انس گرفته و يا انس مىگيرد « 3 » .
و كلمه « قريش » نام عشيره و دودمان رسول خدا ( ص ) است ، كه همگى از نسل نضر بن كنانهاند كه نامش قريش نيز بوده ، و كلمه « رحلت » - همانطور كه در مجمع البيان « 4 » آمده - به معناى حالتى است كه يك انسان سوار بر راحله و در حال سير دارد ،
هامش
( 1 ) وسائل الشيعه ، ج 4 ، ص 744 ، به نقل از خرائج راوندى .
( 2 ) مفردات راغب ، ماده « الف » .
( 3 ) صحاح اللغة ، ماده « الف » .
( 4 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 544 .