بعضى « 1 » ديگر گفتهاند : طعام در آيه به معناى اطعام است . و اگر تعبير به تشويق به طعام كرد ، و نه به خود عمل ( اطعام ) براى اين بود كه حض هم شامل تشويق عملى يعنى خود عمل اطعام مىشود ، و هم شامل تشويق زبانى .
* ( « فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ » ) * يعنى آنهايى كه از نمازشان غافلند اهتمامى به امر نماز ندارند ، و از فوت شدنش باكى ندارند چه اينكه به كلى فوت شود و چه اينكه بعضى از اوقات فوت گردد ، و چه اينكه وقت فضيلتش از دست برود و چه اينكه اركان و شرايطش و احكام و مسائلش را ندانسته نمازى باطل بخوانند .
در آيه شريفه تكذيبگر روز جزا به چنين نمازگزارانى تطبيق شده ، چون حرف « فاء » كه بر سر جمله آمده مىفهماند جمله مزبور نتيجه تكذيب روز جزا است و مىرساند چنين نمازگزارانى خالى از نفاق نيستند ، چون تكذيب روز جزا تنها به اين نيست كه به كلى آن را منكر شود ، كسى هم كه تظاهر به ايمان مىكند و نماز مسلمانان را مىخواند ، اما طورى مىخواند كه عملا نشان مىدهد باكى از روز جزا ندارد ، او نيز روز جزا را تكذيب كرده .
* ( « الَّذِينَ هُمْ يُراؤُنَ » ) * كسانى كه عبادت را در انظار مردم انجام مىدهند ، ( و يا در انظار بهتر و غليظتر انجام مىدهند ) ، اين گونه افراد شكارچيانى هستند كه با زبان شكار حرف مىزنند ، تا شكار بدامشان بيفتد ، ( در بين مسلمانان خود را مسلمانتر از آنان جلوه مىدهند ، و معلوم است اگر در بين اهل ملتى ديگر قرار بگيرند چهره آن مردم را به خود مىگيرند ) .
* ( « وَيَمْنَعُونَ الْماعُونَ » ) * كلمه « ماعون » به معناى هر عملى و هر چيزى است كه به شخصى محتاج داده شود ، و حاجتى از حوائج زندگى او را بر آورد ، مانند قرض و هديه و عاريه و امثال آن . تفسيرهاى متفرق ديگرى هم كه براى اين كلمه كردهاند به همين معنايى كه ما كرديم بر مىگردد .
بحث روايتى
در تفسير قمى در ذيل آيه شريفه * ( « أَ رَأَيْتَ الَّذِي يُكَذِّبُ بِالدِّينِ » ) * آمده كه اين آيه در
هامش
( 1 ) روح المعانى ، ج 30 ، ص 343 .