مىخواهيد بچينيد ( تا كسى با خبر نشده ) بچينيد ، برادران به طرف باغ روانه شدند ، « و هم يتخافتون » سائل پرسيد : اى ابن عباس « تخافت » به چه معنا است ؟ گفت به معناى تشاور است ، با يكديگر مشورت مىكردند و آهسته سخن مىگفتند كه كسى صدايشان را نشنود ، و سخن آهسته شان اين بود كه * ( « لا يَدْخُلَنَّهَا الْيَوْمَ عَلَيْكُمْ مِسْكِينٌ وَغَدَوْا عَلى حَرْدٍ قادِرِينَ » ) * ، احدى از فقرا نبايد داخل باغتان شود ، همه فكرشان در پياده كردن اين نقشه بود كه چگونه ميوه ها را بچينند كه هيچ يك از فقرا خبردار نشود ، « قادرين » مسلم و خاطر جمع بودند كه ميوه را خواهند چيد ، و هيچ احتمال نمىدادند كه ميوه و باغى در كار نباشد ، و عذاب خدا و خشم او ايشان را گرفته باشد .
* ( « فَلَمَّا رَأَوْها » ) * وقتى ديدند كه چه بلايى بر آنان نازل شده * ( « قالُوا إِنَّا لَضَالُّونَ بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ » ) * آرى خداى تعالى از آن رزق محرومشان كرد ، و اين به خاطر جرمى بود كه كردند و خدا به ايشان ظلم نكرد .
* ( « قالَ أَوْسَطُهُمْ ألَمْ أَقُلْ لَكُمْ لَوْ لا تُسَبِّحُونَ قالُوا سُبْحانَ رَبِّنا إِنَّا كُنَّا ظالِمِينَ فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ يَتَلاوَمُونَ » ) * ابن عباس گفت : يعنى خود را ملامت مىكردند كه اين چه تصميمى بود كه ما گرفتيم ، * ( « قالُوا يا وَيْلَنا إِنَّا كُنَّا طاغِينَ عَسى رَبُّنا أَنْ يُبْدِلَنا خَيْراً مِنْها إِنَّا إِلى رَبِّنا راغِبُونَ » ) * و در آخر فرمود : * ( « كَذلِكَ الْعَذابُ وَلَعَذابُ الآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ » ) * « 1 » .
مؤلف : قريب به اين مضمون و مضمون حديث قبل از آن رواياتى ديگر رسيده ، و در بعضى « 2 » از آنها آمده كه باغ مورد بحث از مردى از بنى اسرائيل بوده ، كه بعد از مردنش پسرانش آن را ارث بردند و بعد دچار اين سرنوشت شدند .
هامش
( 1 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 382 .
( 2 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 253 .