معنايش اين است كه فلانى عقل ندارد . و عبارت « خذ ميسوره و دع معسوره » به معناى اين است كه از فلان كار ، آنچه آسان است انجام بده ، و مقدار دشوارش را رها كن . و حرف « باء » در كلمه « بايكم » به معناى حرف « فى » است ، و معناى جمله اين است كه به زودى تو مىبينى و ايشان هم مىبينند كه فتنه در كدام يك از دو طرف مخالف است .
* ( « إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِه وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ » ) * بعد از آنكه با بيانات قبلى فهماند كه بالأخره در اين ميان ضلالت و هدايتى هست ، و اشاره مىكند به اينكه تهمت زنندگان به رسول خدا ( ص ) به اينكه او ديوانه است خودشان مفتون و گمراهند ، و به زودى گمراهيشان روشن گشته ، و نيز معلوم مىشود كه رسول خدا ( ص ) هدايت يافته است و هدايت او و گمراهى آنان به بيانى از خداى سبحان ثابت شد ، اينك در اين جمله مطلب را چنين تاكيد مىكند كه خدا بهتر مىداند چه كسى از راه او به بيراهه رفته ، و چه كسى راه او را يافته است ، چون راه ، راه او است و امر هدايت هم به دست او است ، و معلوم است كه صاحب راه و راهنما بهتر مىداند چه كسى در راه او است ، و چه كسى در آن نيست .
* ( « فَلا تُطِعِ الْمُكَذِّبِينَ » ) * اين جمله به دليل اينكه فاى تفريع در آغاز آن در آمده نتيجه گيرى از خلاصه معناى آيات سابق است ، و الف و لام در « المكذبين » الف و لام عهد است ، و منظور از كلمه * ( « فَلا تُطِعِ » ) * مطلق موافقت است ، چه عملى و چه زبانى ، و معناى جمله اين است كه حال كه معلوم شد تكذيبگران سابق الذكر مفتون و گمراهند ، پس با ايشان به هيچ وجه نه زبانى و نه عملى موافقت مكن .
* ( « وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ » ) * كلمه « يدهنون » از مصدر « ادهان » است كه مصدر باب افعال از ماده « دهن » است ، و « دهن » به معناى روغن ، و ادهان و مداهنه به معناى روغن مالى ، و به اصطلاح فارسى « ماست مالى » است ، كه كنايه است از نرمى و روى خوش نشان دادن . و معناى آيه اين است كه اين تكذيبگران دوست مىدارند تو با نزديك شدن به دين آنان روى خوش به ايشان نشان دهى ، ايشان هم با نزديك شدن به دين تو روى خوش به تو نشان دهند ، و خلاصه اينكه دوست دارند كمى تو از دينت مايه بگذارى ، كمى هم آنان از دين خودشان مايه بگذارند ، و هر يك در باره دين ديگرى مسامحه روا بداريد ، هم چنان كه نقل شده كه كفار به رسول خدا ( ص ) پيشنهاد كرده بودند از تعرض به خدايان ايشان كوتاه
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 620
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٦٢٠