آمده كه اولين موجودى است كه خدايش آفريده . و منظور از « ما يسطرون » آن اعمالى است كه فرشتگان حفظه و كرام الكاتبين مىنويسند .
و بعضى « 1 » اين احتمال را هم دادهاند كه تعبير به صيغه جمع در « يسطرون » صرفا براى تعظيم باشد ، نه كثرت . ليكن اين احتمال درست نيست .
و نيز بعضى « 2 » احتمال دادهاند كه : منظور آن چيزى باشد كه در آن مىنويسند ، و آن لوح محفوظ است .
بعضى ديگر احتمال دادهاند : مراد از قلم و آنچه مىنويسند صاحبان قلم ، و نوشته هاى ايشان باشد . اما همه اين احتمالات واهى و بىاساس است .
* ( « ما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ » ) * اين جمله آن مطلبى است كه خداى تعالى براى اثباتش سوگند خورده ، و خطاب در آن به رسول خدا ( ص ) است ، و حرف « باء » در كلمه « بنعمة » باى سببيت و يا مصاحبت است . و معناى جمله اين است كه تو به خاطر نعمتى - و يا با نعمتى - كه خدا به تو ارزانى داشته مجنون نيستى .
و سياق آيه دلالت دارد بر اينكه مراد از اين نعمت ، نعمت نبوت است ، چون ادله اى كه دلالت بر نبوت آن جناب مىكند ، هر گونه اختلال روانى و عقلى را از آن جناب دفع مىكند ، زيرا اگر دفع نكند بر نبوت هم دلالت ندارد ، و اگر نكند هدايت الهى كه لازمه نظام حيات بشرى است پا نمىگيرد ، و اين آيه در مقام رد تهمتى است كه به آن جناب مىزدند و مجنونش مىخواندند . و در آخر همين سوره تهمت ايشان را حكايت كرده ، مىفرمايد : « وَيَقُولُونَ إِنَّه لَمَجْنُونٌ » .
بعضى « 3 » از مفسرين گفتهاند : مراد از نعمت ، فصاحت بيان ، عقل كامل ، سيرت مرضيه ، و برائت آن جناب از هر عيب و اتصافش به هر صفت پسنديده است ، چون ظهور اين صفات خود دليل قطعى است بر اينكه چنين كسى مجنون نيست ، ليكن بيان گذشته ما در حجيت قاطعتر است ، و آيه مورد بحث و آيات بعدش به طورى كه ملاحظه مىفرماييد در مقام تسليت دادن به رسول خدا ( ص ) و دلخوش ساختن آن جناب است ، مىخواهد آن جناب را تاييد كند ، و در عين حال سخن كفار را تكذيب نمايد .
هامش
( 1 و 2 ) تفسير فخر رازى ، ج 30 ، ص 78 و 79 .
( 3 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 333 .