خلق نيكو از آن فهميده مىشود .
راغب مىگويد : كلمه « خلق » چه با فتحه « خاء » خوانده شود ، و چه با ضمه آن ، در اصل به يك معنا بوده ، مانند كلمه « شرب » و « صرم » كه چه با فتحه اول خوانده شوند و چه با ضمه يك معنا را مىدهند ، و ليكن در اثر استعمال بيشتر فعلا چنين شده كه اگر به فتحه خاء استعمال شود معناى صورت ظاهر و قيافه و هيئت را كه با بصر ديده مىشود مىرساند ، و اگر به ضمه خاء استعمال شود معناى قوا و سجاياى اخلاقى را كه با بصيرت احساس مىشود افاده مىكند ، پس اينكه قرآن كريم فرموده : * ( « إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ » ) * ، معنايش اين است كه تو - اى پيامبر - سجاياى اخلاقى عظيمى دارى « 1 » .
و اين آيه شريفه هر چند فى نفسها و به خودى خود حسن خلق رسول خدا ( ص ) را مىستايد ، و آن را بزرگ مىشمارد ، ليكن با در نظر گرفتن خصوص سياق ، به خصوص اخلاق پسنديده اجتماعيش نظر دارد ، اخلاقى كه مربوط به معاشرت است ، از قبيل استوارى بر حق ، صبر در مقابل آزار مردم و خطاكاريهاى اراذل و عفو و اغماض از آنان ، سخاوت ، مدارا ، تواضع و امثال اينها ، و ما قبلا در آخر جلد ششم اين كتاب احاديثى را كه محاسن اخلاقى آن جناب را مىشمارد نقل كرديم .
و از آنچه گذشت روشن گرديد اينكه بعضى « 2 » از مفسرين گفتهاند : مراد از كلمه « خلق » دين - اسلام - است . تفسير درستى نيست ، مگر اينكه منظور خود را طورى توجيه كنند كه به بيان ما برگشت كند .
* ( « فَسَتُبْصِرُ وَيُبْصِرُونَ بِأَيِّكُمُ الْمَفْتُونُ » ) * اين جمله به خاطر اينكه حرف « فاء » در اولش آمده ، نتيجه گيرى از خلاصه مطالب گذشته است ، مىفرمايد : حال كه معلوم شد تو ديوانه نبودى ، بلكه داراى مقام نبوت و متخلق به خلق عظيمى هستى ، و از ناحيه پروردگارت اجرى عظيم خواهى داشت ، اينك بدان كه به زودى اثر دعوتت روشن خواهد گشت ، و براى ديدگان ظاهرى و باطنى خلق معلوم خواهد شد كه مفتون به جنون كيست ، آيا تويى و يا تكذيبگران تو كه تهمت ديوانگى به تو مىزنند ؟
بعضى « 3 » از مفسرين گفتهاند : كلمه « مفتون » مصدرى است كه وزن اسم مفعول دارد ، نظير كلمات « معقول » ، « ميسور » و « معسور » كه وقتى مىگويند : « فلان ليس له معقول »
هامش
( 1 ) مفردات راغب ، ماده « خلق » .
( 2 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 333 .
( 3 ) تفسير كشاف ، ج 4 ، ص 585 .