* ( « وَإِنَّ لَكَ لأَجْراً غَيْرَ مَمْنُونٍ » ) * كلمه « ممنون » از ماده « من » و اسم مفعول آن است ، و مصدر « من » به معناى قطع است ، وقتى گفته مىشود : « منه السير منا » معنايش اين است كه پياده روى او را از رفتن قطع و ناتوان كرد ، البته بايد توجه داشت كه كلمه « ممنون » اسم مفعول از منت نيز مىآيد ، و منت به معناى آن است كه نعمتى را كه به كسى داده اى با زبان خود آن را بر آن شخص سنگين سازى ، كلمه مذكور در آيه مورد بحث به معناى اول است . و مراد از « اجر » ، اجرى است كه رسالت نزد خدا دارد ، و اين جمله در مقام دلخوش ساختن رسول خدا ( ص ) است ، مىفرمايد : تو زحمات رسالت خدا را تحمل كن ، كه اجرت نزد پروردگار قطع نمىشود ، و زحماتت هدر نمىرود .
و چه بسا كه كلمه « من » را به معناى همان منت نهادن گرفتهاند ، به اين بيان كه آنچه خداى تعالى به رسول گراميش به عنوان پاداش مىدهد ، در حقيقت اجرتى است در مقابل زحماتى كه كشيده ، پس رسول خدا ( ص ) مستحق آن اجرت و طلبكار آن از خداى تعالى است ، و خداى تعالى منتى بر او ندارد . ولى اين معنا درست نيست ، زيرا رسول خدا ( ص ) هم مانند همه خلائق بنده و مملوك خدا است ، آن هم مملوك به حقيقت معناى ملك ، هم ذاتش مملوك او است و هم صفاتش و هم اعمالش ، پس اگر خداى عز و جل چيزى از آنچه ذكر شد به بنده اش مىدهد عطيه اى است از ناحيه او ، نه اينكه دينى است كه پرداخت مىكند ، و بنده خدا آنچه را كه دارد موهبت و عطيه خدا است ، و به تمليك خدا مالك شده است ، و در همان حال كه او مالك شده باز مالك حقيقى خود او و آنچه فعلا مالك است و آنچه قبلا مالك بوده ، و يا بعدا مالك مىشود ، خدا است ، پس آنچه خدا به بنده اش مىدهد تفضلى است از ناحيه او ، و اگر تفضل و عطايى را كه در مقابل عمل بنده اش اجر و پاداش ناميده ، و قرارى را كه بين اجر خود و عمل بنده اش دارد ، معامله ناميده ، اين نيز تفضل ديگرى است از او ، پس منت تنها براى خدا است ، او است كه بر تمامى خلائق خود از انبيا گرفته تا پايينتر منت دارد ، و انبيا و پائينتر از انبيا در اين معنا برابرند .
* ( « وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ » ) * كلمه « خلق » به معناى ملكه نفسانى است ، كه افعال بدنى مطابق اقتضاى آن ملكه به آسانى از آدمى سر مىزند ، حال چه اينكه آن ملكه از فضائل باشد ، مانند عفت و شجاعت و امثال آن ، و چه از رذائل مانند حرص و جبن و امثال آن ، ولى اگر مطلق ذكر شود ، فضيلت و
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 618
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٦١٨