تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 480

مساهمون:

ص٤٨٠
شده كه از زيد بن ارقم و ابن عباس و عكرمة ، و محمد بن سيرين ، و ابن اسحاق ، و ديگران نقل شده ، و مضمون آنها در يكديگر داخل شده است . و در تفسير قمى در ذيل آيه * ( « إِذا جاءَكَ الْمُنافِقُونَ . . . » ) * ، آمده كه اين آيات در جنگ مريسيع كه جنگ با بنى المصطلق بود ، و در سال پنجم هجرت اتفاق افتاد نازل شده . رسول خدا ( ص ) خودش در اين جنگ شركت كرد و در مراجعت كنار چاهى كم آب فرود آمد . انس بن سيار ، همپيمان انصار و جهجاه بن سعيد غفارى اجير عمر بن خطاب در كنار چاه به هم برخوردند ، و هر دو دلو در چاه انداخته تا آب بكشند ، دلوها در چاه به هم پيچيد . سيار گفت : دلو من ، جهجاه هم گفت دلو من . و همين باعث درگيرى بين آن دو شد ، جهجاه به صورت سيار سيلى زد ، و خون از روى او جارى شد . سيار قبيله خزرج را و جهجاه قريش را به كمك طلبيد ، هر دو گروه سلاح برگرفتند ، و چيزى نمانده بود كه فتنه اى به پا شود . عبد اللَّه بن أبى سر و صدا را شنيد ، پرسيد : چه خبر شده ؟ جريان را برايش گفتند ، و او سخت در خشم شد ، و گفت : من از اول نمىخواستم اين مسير را بروم ، و من امروز خوارترين مردم عرب هستم ، و من هيچ پيشبينى نمىكردم كه زنده بمانم و چنين سخنانى بشنوم ، و نتوانم كارى بكنم ، و وضع را به دلخواه خود تغيير دهم . آن گاه رو كرد به اطرافيان خود و گفت : اين كارى است كه شما كرديد ، اينها را در منازل خود جاى داديد ، و مال خود را با آنان تقسيم نموديد ، و با جان خود جانشان را از خطر حفظ كرديد ، و گردنهاى خود را آماده شمشير ساخته ، زنان خود را بيوه و فرزندان را يتيم كرديد ( اينهم مزدى است كه دريافت مىداريد ) ، آن هم از مردمى كه اگر شما بيرونشان كرده بوديد و بال گردن مردمى ديگر مىشدند . آن گاه گفت : « اگر به مدينه برگرديم ، آن كس كه عزيزتر است ذليلتر را بيرون خواهد كرد » . يكى از حضار در آن مجلس زيد بن ارقم بود كه تازه داشت به حد بلوغ مىرسيد ، و آن روز رسول خدا ( ص ) در هنگام گرماى ظهر در سايه درختى با جمعى از اصحاب مهاجر و انصارش نشسته بود ، زيد از راه رسيد ، و سخنان عبد اللَّه بن ابى را به رسول خدا ( ص ) گزارش داد . حضرت فرمود : اى پسر ! شايد اشتباه شنيده باشى . عرضه داشت : به خدا سوگند اشتباه نكرده‌ام . فرمود : شايد از او خشمگين باشى . عرضه داشت : به خدا قسم هيچ دشمنى با او ندارم . فرمود : ممكن است خواسته سر بسرت بگذارد ؟ عرضه داشت : نه به خدا سوگند .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 480 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى