و نيز بر مؤمنين است كه هرگز آنچه را كه خود عمل نمىكنند به ديگران نگويند ، و در آنچه وعده مىدهند تخلف ننمايند ، كه اين گونه اعمال ايشان را مستوجب خشمى از خدا نموده ، رسول را آزار مىدهد . و اين خطر را هم دارد كه خدا دلهايشان را منحرف سازد ، همانطور كه با قوم موسى ( ع ) چنين كرد ، چون با اينكه مىدانستند آن جناب رسول خدا به سوى ايشان است ، مع ذلك آزارش دادند . و خدا مردم ستمكار را هدايت نمىكند .
اين سوره به شهادت زمينه آياتش در مدينه نازل شده است .
* ( « سَبَّحَ لِلَّه ما فِي السَّماواتِ وَما فِي الأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ » ) * تفسير اين آيه در سوره حشر گذشت . و اگر سوره مورد بحث را با تسبيح و تنزيه خدا از هر نقص آغاز كرده براى اين است كه در اين سوره سخن از بديها و توبيخ مؤمنين به ميان آمده كه چرا چيزى را مىگويند كه خود عمل نمىكنند ، و آن گاه تهديدشان كرده به اينكه اگر به خود نيايند ، دچار خشم خدا گشته ، و خدا دلهاى تبهكاران را منحرف مىسازد .
* ( « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ » ) * كلمه « لم » مخفف كلمه « لما » است ، و حرف « ما » در آن استفهامى است ، و حرف « لام » براى تعليل است . و گفتار آيه در زمينه توبيخ است ، مىخواهد مؤمنين را به خاطر اينكه بدانچه مىگويند عمل نمىكنند توبيخ كند . و اينكه بعضى از مفسرين « 1 » گفتهاند « مراد از جمله » اى كسانى كه ايمان آوردهايد « منافقين هستند و آيه شريفه اين طائفه را سرزنش مىكند ، نه مؤمنين را ، زيرا مؤمنين از نظر قرآن محترمند » درست نيست ، و نبايد به آن گوش فرا داد ، براى اينكه قرآن پر است از آياتى كه مؤمنين را توبيخ و عتاب مىكند ، مخصوصا آياتى كه در باره جنگها و متعلقات آن نازل شده ، از قبيل آيات راجع به جنگ احد ، احزاب ، حنين ، صلح حديبيه و جنگ تبوك ، و مساله انفاق در راه خدا و امثال آن . و مؤمنين صالح اگر صالح شدند و جلالت قدر يافتند ، به خاطر همين توبيخها بوده كه خداى تعالى از آنان نمود ، و به اين وسيله به تدريج تربيتشان كرد ، و گرنه صلاح نفسانى و جلالت قدر را از پيش خود در نيافتند .
و مورد توبيخ در آيه مورد بحث هر چند بر حسب ظاهر لفظ آيه مطلق است ، و در خصوص تخلف كردار از گفتار و خلف وعده ، و نقض عهد است ، و درست هم هست ، چون وقتى ظاهر انسان موافق باطنش نشد ، همه اين اعمال از او سر مىزند ، و ليكن سياق و زمينه
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 278 .