تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
* ( « وَخَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ » ) * كلمه « مارج » به معناى زبانه خالص و بدون دود از آتش است . و بعضى « 1 » گفته‌اند : به معناى زبانه آميخته با سياهى است . و مراد از « جان » نيز مانند انس نوع جن است ، و اگر جن را مخلوق از آتش دانسته به اعتبار اين است كه خلقت جن منتهى به آتش است . و بعضى « 2 » گفته‌اند : مراد از كلمه « جان » پدر جن است ، ( همانطور كه گفتند : مراد از انس ، پدر انسانها ، آدم ( ع ) است ) .
* ( « رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ » ) * منظور از « دو مشرق » ، مشرق تابستان و مشرق زمستان است ، كه به خاطر دو جا بودن آن دو چهار فصل پديد مىآيد ، و ارزاق روزىخواران انتظام مىپذيرد . بعضى « 3 » هم گفته‌اند : مراد از دو مشرق ، مشرق خورشيد و مشرق ماه است ، و مراد از دو مغرب هم دو مغرب آن دو است . * ( « مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ » ) * كلمه « مرج » - با سكون راء - كه مصدر فعل ماضى « مرج » است به معناى مخلوط كردن و نيز به معناى رها و روانه كردن است ، هم موقعى كه مىخواهى به طرف بفهمانى كه فلانى فلان چيز را مخلوط كرد ، مىگويى « مرجه » ، و هم هنگامى كه مىخواهى بفهمانى فلان چيز را رها و يا روانه كرد ، مىگويى « مرجه » ، ولى در آيه مورد بحث معناى اول روشنتر به ذهن مىرسد و ظاهرا مراد از « بحرين - دو دريا » دريايى شيرين و گوارا ، و دريايى شور و تلخ است ، هم چنان كه در جايى ديگر از اين دو دريا ياد كرده فرموده : « وَما يَسْتَوِي الْبَحْرانِ هذا عَذْبٌ فُراتٌ سائِغٌ شَرابُه وَهذا مِلْحٌ أُجاجٌ وَمِنْ كُلٍّ تَأْكُلُونَ لَحْماً طَرِيًّا وَتَسْتَخْرِجُونَ حِلْيَةً تَلْبَسُونَها » « 4 » . و قابل قبولترين تفسيرى كه در باره اين دو آيه كرده‌اند اين است كه : مراد از دو دريا دو درياى معين نيست ، بلكه دو نوع دريا است ، يكى شور كه قريب سه چهارم كره زمين را در
هامش
( 1 ) روح المعانى ، ج 27 ، ص 105 . ( 2 و 3 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 201 . ( 4 ) اين دو دريا يكسان نيستند كه يكى شيرين و گوارا و نوشيدنش بلا مانع ، و اين يكى ديگر شور و تلخ است و با اينكه يكسان نيستند شما از هر دو بهره مند مىشويد ، گوشت تازه مىخوريد ، و مرواريد و مرجان استخراج نموده آرايش خود مىكنيد . سوره فاطر ، آيه 12 .