تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
باشى : « اضرب عنقه اضرب عنقه » .
و به خاطر همين كه خطاب را متوجه كل جن و انس نموده توانسته در خلال بر شمردن نعمتها و آلاى رحمان از شدايد روز قيامت و عقوبتهاى مجرمين و اهل آتش خبر دهد ، و آنها را هم جزو نعمتها بر شمارد ، آرى همين شدايد و عقوبتها وقتى با كل انس و جن مقايسه شود نعمت مىشود ، چون در نظام هستى ( بين دوغ و دوشاب فرق نهادن و ) بدكاران و اهل شقاوت را به سرنوشتى كه مقتضاى عمل ايشان و اثر كردار خود آنان باشد سوق دادن ، از لوازم صلاح و نظام عام جارى در كل و حاكم بر جميع است ، و خود نعمتى نسبت به كل عالم جن و انس است ، هر چند كه نسبت به طايفه اى خاص يعنى مجرمين نقمت و عذاب باشد . و اين نظير همان سنتها و قوانينى است كه مىبينيم در جوامع بشرى جريان دارد ، و همه جوامع در اين معنا اذعان دارند كه سختگيرى در باره اهل بغى و فساد شرط قوام زندگى جامعه و بقاى آن است ، و فايده اين كار تنها عايد اهل صلاح نمىشود و همچنين عكس قضيه ، يعنى فايده مدح و پاداش اهل صلاح تنها عايد اهل صلاح نمىشود ، بلكه مايه قوام زندگى كل جامعه و بقاى آن است . پس آنچه از عذاب و عقاب كه در آتش براى اهل آتش است ، و آنچه از كرامت و ثواب كه در بهشت براى اهلش آماده شده ، هر دو نوع آلاء و نعمتهاى خدا است براى كل جن و انس همانطور كه خورشيد و قمر و آسمان بلند و زمين پست و نجم و شجر و غير اينها آلاء و نعمتهايى است براى اهل دنيا . و از اين آيه بر مىآيد كه جن هم مانند انس فى الجمله از نعمتهاى مذكور بهره مند مىشود ، چون اگر چنين نبود نمىبايست جن را هم در ملامتهايى كه كرده شريك انسانها نموده ، هر دو را ملامت كند ، و از اول سوره تا به آخر يكسره بفرمايد : * ( « فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ » ) * . * ( « خَلَقَ الإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ كَالْفَخَّارِ » ) * كلمه « صلصال » به معناى گل خشكيده اى است كه وقتى زير پا مىماند صدا مىكند ، و كلمه « فخار » به معناى سفال است . و مراد از « انسان » در اينجا نوع آدمى است ، و منظور از « خلقت انسان از صلصالى چون سفال » اين است كه : خلقت بشر بالأخره منتهى به چنين چيزى مىشود . بعضى « 1 » هم گفته‌اند : مراد از انسان شخص آدم ( ع ) است .
هامش
( 1 ) روح المعانى ، ج 27 ، ص 105 .