بنا بر اين ، نمىتوان حكم قطعى كرد به اينكه فلان كوكب يا فلان وضع آسمانى سعد است يا نحس ، و اما اصل ارتباط حوادث زمينى با اوضاع آسمانى را هيچ دانشمند اهل بحثى نمىتواند انكارش كند ، و اين مقدار ، از نظر دين ضررى به جايى نمىرساند حال چه اينكه بگويند اين اجرام داراى نفس ناطقه هم هستند ، يا اين را نگويند ، على اى حال با هيچ يك از ضروريات دينى مخالفت ندارد .
مگر اينكه كسى توهم كند كه اعتقاد به چنين تاثيرى شرك است ، چون در حقيقت كسى كه ستارگان را در پديد آوردن حوادث زمين مؤثر مىداند آنها را خالق آن حوادث مىشمارد ، و مىتواند خلقت حوادث را منتهى به خداى تعالى نسازد . ليكن اين توهم صحيح نيست ، چون احدى چنين حرفى نزده ، حتى وثنى مذهبان از صابئه كه كواكب را مىپرستند چنين ادعايى نكردهاند .
ممكن است كسى اشكال كند كه وقتى ستارگان پديد آورنده حوادث زمينند پس در حقيقت مدبر نظام كون و مستقل در تدبير آن هستند ، در نتيجه داراى ربوبيت هستند ، كه خود مستوجب معبوديت نيز هست ، و اين همان شرك در پرستش است ، كه صابئه ستاره پرست بر آنند .
و اما روايات وارده در اينكه اوضاع ستارگان در سعادت و نحوست اثر دارند و يا ندارند بسيار زياد و بر چند قسمند :
بعضى از آن روايات به ظاهرش مساله سعادت و نحوست را پذيرفته ، مانند روايتى كه صاحب رسالة الذهبيه در كتاب خود از حضرت رضا ( ع ) نقل كرده ، كه فرمود : بدان كه جماع با زنان در وقتى كه قمر در برج حمل ( فروردين ) و يا برج دلو ( بهمن ) است بهتر است ، و از آن بهتر وقتى است كه قمر در برج ثور ( ارديبهشت ) باشد ، كه شرف قمر است « 1 » .
و در بحار از نوادر و او به سند خود از حمران از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه فرمود : كسى كه مسافرت و يا ازدواج كند ، در حالى كه قمر در عقرب باشد ، هرگز خوبى نخواهد ديد ( تا آخر حديث ) « 2 » .
و ابن طاووس در كتاب نجوم از على ( ع ) روايت كرده كه فرمود : مسافرت كردن در هر ماه وقتى كه قمر در محاق است ، و همچنين وقتى كه در عقرب است خوب
هامش
( 1 ) بحار الانوار ، ج 58 ، ص 268 ، ح 52 .
( 2 ) بحار الانوار ، ج 58 ، ص 268 ، ح 55 .