ناراحت شدند ، فرمود : « وَلَوْ لا رِجالٌ مُؤْمِنُونَ وَنِساءٌ مُؤْمِناتٌ لَمْ تَعْلَمُوهُمْ أَنْ تَطَؤُهُمْ فَتُصِيبَكُمْ مِنْهُمْ مَعَرَّةٌ بِغَيْرِ عِلْمٍ لِيُدْخِلَ اللَّه فِي رَحْمَتِه مَنْ يَشاءُ لَوْ تَزَيَّلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذاباً أَلِيماً » « 1 » .
علاوه بر اين اين فرض هم صحيح نبود كه خداى تعالى تنها كفار مكه را هلاك نموده مؤمنين ايشان را نجات دهد ، چون جمع بسيارى از همان كفار نيز در فاصله پنج سال قبل از هجرت و هشت سال بعد از هجرت و تمامى آنان در فتح مكه مسلمان شدند ، هر چند كه اسلام بسيارى از آنها ظاهرى بود ، زيرا دين مبين اسلام در مسلمانى اشخاص به اقرار به شهادتين هر چند به ظاهر باشد اكتفاء مىكند .
از اين هم كه بگذريم عموم اهل مكه و حوالى آن اهل عناد و لجاج نبودند ، و تنها صناديد و بزرگان ايشان عناد داشتند ، و رسول خدا ( ص ) را استهزاء مىكردند و مسلمانان را شكنجه مىدادند و عليه رسول خدا ( ص ) اقتراح ( پيشنهاد ) معجزه مىدادند . و منظور از آيه « إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَواءٌ عَلَيْهِمْ أأَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ » « 2 » همين طبقه بوده است و خداى تعالى همين لجبازان را كه اقتراح معجزه مىكردند در چند جا از كلام خود تهديد كرد به محروميت از ايمان و به هلاكت ، و به همين تهديد خود وفا هم نمود ، هيچ يك از آنان ايمان نياوردند ، و در واقعه جنگ بدر هلاكشان كرد ، « وَتَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ صِدْقاً وَعَدْلًا » « 3 » .
و اما اينكه صاحب اشكال تمسك كرد به آيه 59 از سوره اسرى براى اينكه خداى تعالى مطلقا معجزه نمىفرستد . در پاسخش مىگوييم آيه شريفه همانطور كه خود او نيز اقرار كرد شامل آن معجزات كه رسالت يك پيامبر را تاييد مىكند نمىشود ، مانند قرآن براى تاييد رسالت رسول اسلام ، و نيز شامل آياتى كه جنبه لطف دارد نمىشود از قبيل خوارق عاداتى كه از آن جناب سر مىزد ، از غيب خبر مىداد و بيمارانى كه به دعايش شفا مىيافتند و ( صدها ) مانند آن .
هامش
( 1 ) اگر مردان و زنانى مؤمن ناشناخته در ميان اهل مكه نبودند و جنگ شما باعث مىشد آنان را ندانسته به قتل برسانيد و گرفتار بيامد سوء آن شويد ، و خدا مىخواست هر كه را بخواهد داخل رحمت خود كند ، و نيز اگر آن مؤمنين جداى از كفار بودند ، هر آينه كفار ايشان را عذابى دردناك مىكرديم . سوره فتح ، آيه 25 .
( 2 ) آنان كه كافر شدند چه انذارشان بكنى و چه نكنى ايمان نخواهند آورد . سوره بقره ، آيه 6 .
( 3 ) و كلام پروردگار تو با صدق و عدل به انجام رسيد . سوره انعام ، آيه 115 .