تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
منظور از آنها را خلاصه گيرى نموده و در عين حال زمينه چينى مىكند براى آيه * ( « إِنَّما تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ . . . » ) * احتمال هم دارد عطف بر جمله « لا يبصرون » بوده باشد و معنايش اين باشد كه : اينها نمىبينند ، در نتيجه چه تو ايشان را انذار كنى و چه نكنى ايمان نخواهند آورد . ولى وجه اول به ذهن نزديكتر است . * ( « إِنَّما تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَخَشِيَ الرَّحْمنَ بِالْغَيْبِ فَبَشِّرْه بِمَغْفِرَةٍ وَأَجْرٍ كَرِيمٍ » ) * انحصارى كه كلمه « انما » آن را افاده مىكند ، به اصطلاح ادبيات ، قصر افراد است - كه معنايش در جلدهاى قبل گذشت - و مراد از « انذار » انذار مفيد و مؤثر است . و مراد از « ذكر » ، قرآن كريم است . و مراد از « اتباع ذكر » تصديق قرآن است ، و اينكه وقتى آياتش تلاوت مىشود ، به سوى شنيدن آن متمايل شوى . و تعبير به « اتبع - پيروى كرد » كه صيغه ماضى است ، براى اشاره به تحقق وقوع است . و مراد از « خشيت رحمان به غيب » خشيت از خدا در عالم ماده ، يعنى در پس پرده ماديت است قبل از آنكه با مرگ يا قيامت حقيقت مكشوف گردد . بعضى « 1 » از مفسرين گفته‌اند : يعنى در حالى كه آن شخص از مردم غايب است ، به خلاف منافق كه چنين ايمانى ندارد . ولى اين احتمال بعيد است . در اين آيه شريفه « خشيت » متعلق شده است بر « اسم رحمان » كه خود دلالت بر صفت رحمت خدا مىكند ، و اميد اميدواران را تحريك و جلب مىنمايد ، ( با اينكه مقام خشيت اقتضا داشت يكى از صفات قهريه خدا را به كار ببرد . ) ، و اين به خاطر آن است كه اشاره كند به اينكه خشيت مؤمنين ترسى است آميخته با رجاء و اين همان حالتى است كه : عبد را در مقام عبوديت نگه مىدارد ، در نتيجه نه از عذاب معبودش ايمن مىشود و نه از رحمت خدا نوميد . و اگر كلمه « مغفرة » و نيز « اجر كريم » را نكره آورد ، براى اشاره به اهميت و عظمت آن دو است ، يعنى : « او را به آمرزش عظيمى از خدا و اجر كريمى بشارت بده كه با هيچ مقياسى نمىتوان آن را اندازه گيرى كرد ، و آن عبارت است از بهشت » . و دليل بر همه نكاتى كه ما آورديم ، سياق آيه است نه الفاظ آن . و معناى آيه اين است كه : تو تنها كسى را انذار مىكنى ، يعنى انذارت تنها در كسى
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، ج 8 ، ص 418 .