و اگر ديدى كه باز كفار استكبار مىكنند غمگين مباش كه آنان كه نزد پروردگار تواند شب و روز او را تسبيح مىگويند و خسته نمىشوند ( 38 ) .
و يكى از آياتش اين است كه زمين را مىبينى مرده و بىجنب و جوش است ولى وقتى ما باران بر آن نازل مىكنيم به جنب و جوش مىافتد و بالا مىآيد ، آرى ، آن كس كه مردگان را زنده مىكند همان كسى است كه زمين را زنده مىكند كه او بر هر چيزى قادر است ( 39 ) .
بيان آيات
در اين آيات به ايمان نياوردن كفار به قرآن كريم كه در صدر سوره آمده بود ، برگشت شده ، و متعرض نقشه هايى شده كه آنان به منظور ابطال حجت قرآن مىكشيدند . و در اين آيات بين كفار و مؤمنين با استقامت مقابله شده ، كفار و پاره اى از عواقب ضلالت آنان را ، از يك سو ، و مؤمنين با استقامت و پاره اى از پاداشهاى آخرتى ايشان را ، از سوى ديگر آورده . و نيز متعرض مطالب متفرقه ديگرى مىشود .
* ( « وَقالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لا تَسْمَعُوا لِهذَا الْقُرْآنِ وَالْغَوْا فِيه لَعَلَّكُمْ تَغْلِبُونَ » ) * كلمه « الغوا » امر از مصدر « لغو » است ، و لغو به معناى هر چيزى است كه اصل و ريشه اى نداشته باشد ، و در كلام به معناى آن گفتارى است كه معنا نداشته باشد . وقتى گفته مىشود « لغى » ، و « يلغو » ، « لغوا » معنايش اين است كه كار لغو كرد ، و مىكند . و كلمه « هذا » كه اشاره به قرآن است ، و دوباره نام قرآن را آوردن ، « اين قرآن » ، دليل بر اين است كه كمال عنايت را به قرآن و از بين بردن آن داشتهاند .
و اين آيه دلالت مىكند بر نهايت عجز كفار در مبارزه عليه قرآن ، به طورى كه بعد از آنكه نتوانستند كلامى مثل آن را بياورند ، و يا اقامه برهانى عليه آن بكنند ، كارشان در بيچارگى به اينجا كشيد كه به يكديگر سفارش كنند كه گوش به قرآن ندهند ، و هر جا قرآن خوانده شود سر و صداهاى بى معنا در آورند ، تا صداى آن شخص به گوش كسى نرسد ، و در نتيجه اثرش لغو گردد . و منظور از جمله « باشد كه شما غالب شويد » اين غلبه است .
* ( « فَلَنُذِيقَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا عَذاباً شَدِيداً . . . » ) *
لام در جمله « لنذيقن » لام سوگند است . و مراد از « الذين كفروا » به حسب مورد آيه ، همان كسانى است كه گفته بودند : به قرآن گوش ندهيد . هر چند كه صرفنظر از مورد ، آيه شريفه بر حسب لفظ مطلق است .