كه ارواح نمىميرند ، و بين دو نفخه هم وقت و زمانى وجود ندارد ، ( چون وقتى آسمان متلاشى شد ، ديگر خورشيدى و حركتى نمىماند ، تا از حركت آن شب و روز و صبح و شامى درست شود ) - پس از اين نكات غفلت مورز .
و در روايات اين باب اشارات لطيفى به كار رفته كه تنها اهل تدبر متوجه آنها مىشوند ، و در ضمن نكاتى هست كه ظاهرش با روايات قبل مخالفت دارد .
و در روضه كافى به سند خود از ابن ابى عمير ، از امام موسى بن جعفر ( ع ) روايتى نقل كرده كه در ضمن آن فرموده : اى ابو احمد ! هيچ مؤمنى در دنيا گناهى مرتكب نمىشود و مگر آنكه از ارتكاب آن ناراحت مىشود و پشيمان مىگردد ، و رسول خدا ( ص ) هم فرموده : « كفى بالندم توبة - براى توبه همين كافى است كه گنهكار پشيمان گردد » و نيز فرموده : « من سرته حسنته و ساءته سيئته فهو مؤمن - كسى كه كار نيكش خرسندش كند و كار بدش ناراحتش سازد ، او مؤمن است » بنا بر اين اگر كسى از گناهى كه مرتكب شده پشيمان نشود ، مؤمن نيست و شفاعتى برايش واجب نمىشود و او از ستمكاران است كه خداى تعالى در باره شان فرموده : « * ( ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ حَمِيمٍ وَلا شَفِيعٍ يُطاعُ ) * - براى ستمكاران نه دوست دلسوزى هست و نه شفيعى كه شفاعتش پذيرفته شود » « 1 » .
و در معانى الاخبار به سندى كه به عبد الرحمن بن سلمه جريرى دارد روايت كرده كه گفت : من از امام صادق ( ع ) پرسيدم : معناى اين كلام خداى تعالى چيست كه مىفرمايد : * ( « يَعْلَمُ خائِنَةَ الأَعْيُنِ » ) * فرمود : مگر نمىبينى كه گاهى انسان به چيزى نظر مىكند و چنين وانمود مىكند كه آن را نمىبيند ، اين همان « خائنة الاعين » است « 2 » .
و در الدر المنثور است كه ابو داوود ، نسايى و ابن مردويه از سعد روايت كردهاند كه گفت : چون روز فتح مكه شد ، رسول خدا ( ص ) همه مردم را امان داد ، مگر چهار مرد ، و دو زن را كه در باره آنان دستور داد هر جا ديديد به قتلشان برسانيد ، حتى اگر به پرده كعبه آويخته بودند . و يكى از آن چهار نفر عبد اللَّه بن سعد بن ابى سرح بود كه او خود را نزد عثمان بن عفان پنهان كرد .
و چون رسول خدا ( ص ) مردم را دعوت به بيعت فرمود ، عثمان عبد اللَّه را آورد ، و عرضه داشت : يا رسول اللَّه ( ص ) با عبد اللَّه بيعت كن .
هامش
( 1 ) نور الثقلين ، ج 4 ، ص 517 ، روضه كافى .
( 2 ) معانى الاخبار ، ص 147 .