آن كسى را دعوت كند چيزى از آن را برندارد اگر چه خويشاوند باشد ، تو فقط كسانى را كه ناديده از پروردگار خود مىترسند و نماز برپا كنند بيم مىدهى ، هر كه تذكيه كند براى خويش تزكيه مىكند و سرانجام به سوى خدا است ( 18 ) .
( هرگز ) كور و بينا يكسان نيستند ( 19 ) .
و ( همچنين ) ظلمات و نور ( 20 ) .
و سايه و آفتاب ( يكسان نيستند ) ( 21 ) .
و زندگان و مردگان نيز يكسان نيستند ، كه همانا خدا هدايت خويش را به هر كه خواهد مىشنواند و تو چيزى را به كسانى كه در گورستان ( كفر و جهالت ) فرو رفتهاند نمىشنوانى ( 22 ) .
تو جز بيمرسانى بيش نيستى ( 23 ) .
ما ترا به حق بشارت دهنده و بيمرسان فرستاديم و هيچ امتى نيست مگر بيمرسانى در آن بوده ( 24 ) .
اگر ترا تكذيب كنند ، كسانى كه پيش از ايشان بودهاند نيز پيغمبرانشان را كه با معجزه ها و پيامها و كتاب روشن به سويشان آمده بودند تكذيب كردند ( 25 ) .
آن گاه من هم از كسانى كه انكار ورزيدند مؤاخذه كردم و تعرض من چه قدر سخت بود ( 26 ) .
بيان آيات
بعد از آنكه براى مشركين بيان كرد كه خلقت و تدبير مستند به خداى تعالى است و نتيجه گرفت كه رب ايشان همان خدا است ، و تنها مالك اوست ، نه آلهه اى كه به جاى او مىپرستند ، پس آلهه ، مالك چيزى نيستند تا آنكه مدبر آن چيز باشند . اينك در اين آيات ، شروع كرده همان مطلب را با بيانى آميخته با وعده و وعيد افاده كند . و خلاصه اش اين است كه خدا از ايشان بىنياز ، و ايشان محتاج خدايند ، پس او مىتواند ايشان را به كيفر اعمالى كه كردند از بين ببرد و اگر خواست خلقى جديد بياورد .
آن گاه خطاب را متوجه رسول گرامى خود مىكند ، خطابى كه حاصلش اين است كه : اين مؤاخذه و نابود كردن ما ، شامل نمىشود مگر تنها همينهايى را كه تكذيب مىكنند ، و اما مؤمنين كه انذار تو در آنان اثر مىكند ، با مشركين فرقى روشن دارند ، و پيامبر نذيرى است مانند نذيران گذشته ، و حال آنان را دارد . بنا بر اين اگر او را تكذيب مىكنند ، انبياى گذشته را تكذيب كردند ، و ( همانطورى كه ) خداى تعالى تكذيب كنندگان از امت آنان را به
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 44
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٤٤