است . و اوست كه جانها را بدست هر كس از خلقش كه بخواهد مىگيرد چه ملائكه ، و چه غير ايشان « 1 » .
و در خصال از على ( ع ) روايت اربعماة ( 400 بندى ) را آورده كه در آن فرمود : مسلمان جنب نمىخوابد ، و جز با طهارت به بستر نمىرود ، حتى اگر آب نيافت با خاك تيمم مىكند ، چون روح مؤمن در خواب به سوى خداى تعالى بالا مىرود و اگر با طهارت باشد ، خدا او را مىپذيرد ، و مباركش مىكند ، حال اگر اجلش رسيده باشد ، او را در گنجينه هاى رحمت خود جاى مىدهد و اگر نرسيده باشد ، او را با امينان از ملائكه اش روانه مىكند تا او را به جسدش باز گردانند « 2 » .
و در مجمع البيان است كه عياشى به سند خود از حسن بن محبوب ، از عمرو بن ثابت ، از ابى المقدام ، از پدرش ، از امام ابى جعفر ( ع ) روايت آورده كه فرمود : هيچ كس به خواب نمىرود مگر آنكه نفسش به آسمان عروج مىكند و جانش در بدنش باقى مىماند و بين نفس و جان او رابطه اى چون شعاع خورشيد برقرار است ، حال اگر خدا اجازه قبض ارواح را داده باشد ، جان هم به سوى نفس مىرود ، و اگر اجازه برگشتن روح را داده باشد ، نفس به سوى روح مىرود ، و اين است معناى آيه * ( « اللَّه يَتَوَفَّى الأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها . . . » ) * .
پس نفس هر آنچه را كه در ملكوت آسمانها مشاهده كرده باشد ، رؤياى صادقه اى است كه تاويل دارد ، و هر آنچه را كه در ما بين آسمان و زمين ديده ، از موهوماتى است كه شيطان در خيال او انداخته ، و تاويلى ندارد « 3 » .
و در الدر المنثور است كه ابن ابى حاتم و ابن مردويه ، از سليم بن عامر ، روايت كرده كه گفت : عمر بن خطاب گفت ، عجب است اين رؤياها كه آدمى مىبيند ، انسان به خواب مىرود و چيزهايى مىبيند كه تا آن ساعت اصلا به ذهنش خطور نكرده و چون بيدار مىشود عين آن را مىبيند . و شخص ديگر رؤيايى مىبيند كه در بيدارى هيچ اثرى از آن پيدا نمىشود .
پس على بن ابى طالب فرمود : اى امير مؤمنان آيا مىخواهى بگويم علتش چيست ؟
خداى تعالى مىفرمايد : * ( « اللَّه يَتَوَفَّى الأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنامِها فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَيُرْسِلُ الأُخْرى إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى » ) * پس به حكم اين آيه همه نفسها را
هامش
( 1 ) توحيد ، ص 268 و 269 .
( 2 ) خصال صدوق ، ص 613 .
( 3 ) مجمع البيان ، ج 8 ، ص 501 .