لجبازى و استكبارشان چيست .
* ( « أفَبِعَذابِنا يَسْتَعْجِلُونَ فَإِذا نَزَلَ بِساحَتِهِمْ فَساءَ صَباحُ الْمُنْذَرِينَ » ) * اين آيه مشركين را در برابر عجله شان توبيخ مىكند كه مىگفتند : « مَتى هذَا الْوَعْدُ - پس اين وعده عذابت چه شد ؟ » و « مَتى هذَا الْفَتْحُ - پس اين وعده فتح چه شد ؟ » و نيز اعلام مىكند به اينكه اين عذاب چيزى نيست كه در آن عجله شود ، چون روزى بسيار سخت و صبحى بسيار شوم در پى دارد .
و نزول عذاب به ساحت آنان ، كنايه است از نزول آن از همه طرف ، به طورى كه عذاب ايشان را احاطه كند . و معناى جمله * ( « فَساءَ صَباحُ الْمُنْذَرِينَ » ) * اين است كه : در بين همه صبحها صبح انذار شدگان بسيار صبح بدى است و منظور از انذار شدگان مشركين قريشند .
* ( « وَتَوَلَّ عَنْهُمْ حَتَّى حِينٍ وَأَبْصِرْ فَسَوْفَ يُبْصِرُونَ » ) * اين آيه ، تاكيد همان مضمون آيه قبلى است ، چون - بنا به گفته بعضى - « 1 » تكرار مضمون تنها به اين منظور بوده . بعضى « 2 » ديگر احتمال دادهاند : منظور از جمله قبلى ، تهديد به عذاب دنيا و از جمله مورد بحث ، تهديد به عذاب آخرت باشد . و اين احتمال خالى از وجه نيست ، چون در آيه مورد بحث براى جمله « أبصر » مفعولى ذكر نشده ، ولى در آيه قبلى ذكر شده و فرموده :
« ابصرهم » و حذف آن در آيه مورد بحث اشعار بر عموميت دارد و مراد از « ابصار » ديدن كفر و فسوقى است كه عموم مردم مرتكب آن بودند ، و مناسب چنين كفرى تهديد به عذاب در قيامت است .
* ( « سُبْحانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ » ) * اين آيه ، خداى سبحان را از آن اوصافى كه مشركين و مخالفين دعوت رسول خدا ( ص ) برايش ذكر كردهاند - و قبلا در همين سوره حكايت شد - منزه مىدارد ، چون كلمه « سبحان » اضافه شده به كلمه « ربك » مىفرمايد : منزه است آن پروردگارى كه تو او را عبادت مىكنى و به سوى او دعوت مىكنى . و نيز براى بار دوم كلمه « رب » را بر عزت اضافه كرد تا بفهماند خدا مختص به عزت است پس او مقامى منيع دارد .
كه منيع بودن مقامش على الاطلاق است ، يعنى هيچ عامل ذلتى نمىتواند او را ذليل كند و هيچ غالبى نيست كه بر او غلبه نمايد و هيچ كسى نمىتواند از تخت سلطنت او بگريزد ، پس مشركين كه دشمنان حقند و به عذاب تهديد شدهاند نمىتوانند او را به ستوه بياورند .
هامش
( 1 ) تفسير قرطبى ، ج 15 ، ص 140 .
( 2 ) تفسير روح المعانى ، ج 23 ، ص 156 .