مضافى تقديرى برمىگردد . و معناى آيه اين است كه شما نمىتوانيد تحميل كنيد بر عبادت خود و يا بر بتپرستى خود مگر كسى را كه خودش پيرو جهنم است .
و بعضى « 1 » ديگر گفتهاند : ممكن است كلمه « على » به معناى « با » باشد ، و ضمير به كلمه * ( « ما تَعْبُدُونَ » ) * و يا تنها به كلمه « ما » در صورتى كه موصوله باشد برگردد و كلمه « فاتنين » همان معناى ظاهرى خود را مىدهد ، و متضمن معناى تحميل و حمل نيست ، و معناى آيه اين است كه : شما نمىتوانيد با عبادت خود و يا با عبادت بتهاى خود گمراه كنيد ، مگر پيروان دوزخ را .
و همه اين سخنان وجوهى است نادرست و در حقيقت بدون جهت خود را به زحمت انداختن است . و در آيه مورد بحث التفات به كار رفته ، و نكته اين التفات عينا همان است كه : در التفات در آيات سابق ذكر كرديم .
* ( « وَما مِنَّا إِلَّا لَه مَقامٌ مَعْلُومٌ وَإِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ وَإِنَّا لَنَحْنُ الْمُسَبِّحُونَ » ) * اين سه آيه - به طورى كه از سياق برمىآيد - اعتراضى است از كلام جبرئيل و يا كلام او و يارانى كه از فرشتگان وحى دارد ، نظير حكايتى كه از خود جبرئيل و يارانش نقل كرده و فرموده : « وَما نَتَنَزَّلُ إِلَّا بِأَمْرِ رَبِّكَ لَه ما بَيْنَ أَيْدِينا وَما خَلْفَنا وَما بَيْنَ ذلِكَ » « 2 » .
بعضى « 3 » از مفسرين گفتهاند : سه آيه مورد بحث كلام رسول خدا ( ص ) است ، كه خودش و مؤمنين را براى كفار توصيف مىكند ، تا ايشان را توبيخى خوار كننده كرده باشد . و آيات مورد بحث متصلند به آيه « فاستفتهم » و تقدير كلام چنين است :
از ايشان استفتاء كن و بعد از آنكه استفتاء كردى بگو : « هيچ يك از ما مسلمان نيست مگر آنكه در قيامت جايگاه و مقامى معلوم و در خور اعمال خود دارد و به درستى ماييم كه در نماز به صف مىايستيم و ماييم تسبيح كنندگان » .
و ليكن اين وجه ، وجه مناسبى نيست ، و با سياق سازگارى ندارد .
اين آيات سه گانه در اين مقامند كه عقيده مشركين بر الوهيت ملائكه را باطل كنند ، از اين طريق كه با اعتراف خود عقيده كفار را باطل مىكنند ، توضيح اينكه : مشركين اعتراف دارند به اينكه ملائكه خودشان مربوب و عبد خداى تعالى هستند ، چيزى كه هست مىگويند :
هامش
( 1 ) تفسير روح المعانى ، ج 23 ، ص 152 .
( 2 ) ما جز به امر پروردگارت نازل نمىشويم هر چه در پيش رو و پشت سر و ما بين آن دو داريم از خداست . سوره مريم ، آيه 64 .
( 3 ) روح المعانى ، ج 23 ، ص 154 .