تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
* ( « أَصْطَفَى الْبَناتِ عَلَى الْبَنِينَ ما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ أفَلا تَذَكَّرُونَ » ) * در اين آيه ، انكار انتخاب دختران بر پسران را تكرار كرده ، تا شدت شناعت و زشتى اين سخن را افاده كند ، يك بار فرموده : آيا خدا دختران را بر پسران ترجيح داده كه خودش تنها دختر بزايد و پسر زاييدن را به شما واگذار كند ؟ و بار ديگر فرموده : آخر اين چه حكمى است كه مىكنند ؟ و بار سوم فرموده : راستى نمىخواهيد متذكر شويد ؟ آن گاه ايشان را توبيخ نموده مىفرمايد : * ( « ما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ » ) * ، چون سخن ايشان حكمى است بدون دليل ، و سپس دنبالش فرموده : * ( « أفَلا تَذَكَّرُونَ » ) * كه هم توبيخ است و هم اشاره است به اينكه اين حرف صرف نظر از اينكه هيچ دليلى ندارد ، بلكه بر خلافش دليل هست چيزى كه هست مشركين متذكر آن دليل نمىشوند ، اگر متذكر شوند مىفهمند كه ساحت خداى سبحان منزه از آن است كه متجزى شود و جزئى به نام فرزند از او جدا گردد ، و نيز منزه از آن است كه محتاج فرزند شود و در صدد فرزنددار شدن برآيد . و اين گونه احتجاجها در كلام خداى تعالى عليه مشركين مكرر آورده شده است . در آيه مورد بحث التفاتى از غيبت * ( « أَلا إِنَّهُمْ مِنْ إِفْكِهِمْ لَيَقُولُونَ » ) * ، به خطاب « * ( ما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ ) * » به كار رفته ، در جمله اول مشركين را غايب حساب كرده و فرموده : « ايشان از در افك خواهند گفت » و در جمله دوم خطاب به مشركين فرموده : « واى بر شما اين چه حكمى است كه مىكنيد » و اين التفات براى آن است كه بر شدت خشم خدا دلالت كند ، شدت خشمى كه باعث شده خدا شفاها با خود مشركين سخن گويد . * ( « أَمْ لَكُمْ سُلْطانٌ مُبِينٌ فَأْتُوا بِكِتابِكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ » ) * كلمه « ام » در اين آيه نيز منقطعه و به معناى « بلكه » است و مراد از « سلطان » - به طورى كه از سياق برمىآيد - برهان و كتابى است كه از ناحيه خداى سبحان بر مشركين نازل شده باشد ، و در آن كتاب خدا به ايشان خبر داده باشد كه ملائكه دختران منند ، چون وقتى عقل و حس اجازه چنين عقيده اى را ندهد ، باقى مىماند دليل نقلى و كتابى كه از ناحيه خدا آن را اثبات كرده باشد پس اگر مدعاى مشركين حق است ، بايد كتابى آسمانى ارائه دهند ، تا مدعاى آنان را اثبات كند . و اگر كلمه « كتاب » را بر مشركين اضافه كرد ، و فرمود : « كتابتان » به اين عنايت است كه فرض كرد مشركين كتابى داشته باشند كه بر مدعايشان دلالت كند . * ( « وَجَعَلُوا بَيْنَه وَبَيْنَ الْجِنَّةِ نَسَباً وَلَقَدْ عَلِمَتِ الْجِنَّةُ إِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ » ) * قرار دادن نسبت بين خدا و جن ، عبارت از همين عقيده مشركين است كه مىگويند :
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 263 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى