كه ايشان تنها يارى خواهند شد ( 172 ) .
و لشكر ما به تنهايى غالب خواهد گشت ( 173 ) .
پس تو تا مدتى روى از ايشان برتاب ( 174 ) .
ببين چه عكس العملهايى نشان مىدهند و به زودى ثمره رفتار خود را مىبينند ( 175 ) .
آيا به عذاب ما شتاب مىكنند ( 176 ) .
پس همين كه بر آنها احاطه كرد آن وقت مىفهمند كه چه روزگار بدى دارند ( 177 ) .
تو تا چندى روى از ايشان برتاب ( 178 ) .
و رفتارشان را زير نظر داشته باش به زودى خودشان هم خواهند ديد ( 179 ) .
منزه است پروردگار تو كه رب العزه است از آنچه اينان در باره اش مىگويند ( 180 ) .
و سلام بر فرستادگان ( 181 ) .
و ستايش مخصوص خدا است كه پروردگار عالميان است ( 182 ) .
بيان آيات
در سابق اين معنا را بيان فرموده بود كه او رب و معبود حقيقى است ، جمعى از بندگان مخلص چون انبياى گرامى ، او را پرستيدند ، و به حد خلوص رسيدند و بعضى ديگر به ربوبيت او كافر شدند ، و خداوند بندگانش را نجات داده ، و كافران را هلاك و به عذاب اليم مبتلا كرد .
اينك در اين آيات متعرض عقايد كفار شده كه در باره خدايان خود كه يا ملائكه و يا جن بودند ، چه عقايدى داشتند و چگونه ملائكه را دختران خدا ناميده و براى جن قائل به نسبت و خويشاوندى با خدا شدند .
به طور كلى بتپرستان ، كه يا برهمايى هستند ، و يا بودايى ، و يا صابئى ، معتقد نبودند كه تمامى ملائكه دختر و زنند ، بله بعضى از آنان اين اعتقاد را داشتند ، ليكن آنچه از بعضى از قبايل عرب مانند وثنىهاى قبيله جهينه ، سليم ، خزاعه ، و بنى مليح حكايت شده ، اين است كه : اينان قايل به انوثيت ملائكه بودند .
و اما اعتقاد به اينكه بين جن و خدا خويشاوندى هست و نسبت جن سرانجام به خدا منتهى مىشود ، فى الجمله از تمامى فرقه هاى مشرك ، نقل شده .
و كوتاه سخن اينكه : خداى تعالى در اين آيات به فساد عقيده ، آنان اشاره نموده ، سپس