دليل بر اينكه غير از استبعاد پايه اى ديگر ندارد ، اين است كه استفهام انكارى را نسبت به نياكان خود دوباره تكرار كردهاند ، چون استبعاد وهم آدمى از زنده شدن نياكان و اجداد كه آثارشان به كلى محو شده و به جز داستانها از ايشان چيزى باقى نمانده ، بيشتر و شديدتر از استبعادى است كه از زنده شدن خودش دارد . و اگر منظورشان از اين گفتار تمسك به دليل عقلى يعنى محال بودن اعاده معدوم بود ، اين دليل در اعاده خودشان و اجدادشان يكسان بود و ديگر احتياج نبود كه استفهام انكارى را در باره اعاده اجداد و نياكان خود تكرار كنند .
* ( « قُلْ نَعَمْ وَأَنْتُمْ داخِرُونَ فَإِنَّما هِيَ زَجْرَةٌ واحِدَةٌ فَإِذا هُمْ يَنْظُرُونَ » ) * در اين آيه خداى تعالى پيامبر عزيز خود را دستور مىدهد كه در پاسخشان بگويد : بله همه شان زنده خواهند شد .
* ( « وَأَنْتُمْ داخِرُونَ » ) * - يعنى زنده مىشويد در حالى كه خوار و بى مقدار و ذليل باشيد . و اين در حقيقت احتجاج و استدلال به عموميت قدرت خدا و نفوذ اراده بىدرنگ او است ، آرى « إِنَّما أَمْرُه إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَه كُنْ فَيَكُونُ - دستور او وقتى اراده چيزى كند همين است كه بگويد باش و پس او موجود مىشود » . و به همين جهت به دنبال آن فرمود : * ( « فَإِنَّما هِيَ زَجْرَةٌ واحِدَةٌ فَإِذا هُمْ يَنْظُرُونَ ) * - مساله بعث يك زجره و نهيب بيش نيست كه وقتى صادر شد ، مردم ناگهان زنده شده و مبهوت نظر مىكنند » هم چنان كه در جاى ديگر فرموده : « وَلِلَّه غَيْبُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ وَما أَمْرُ السَّاعَةِ إِلَّا كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ إِنَّ اللَّه عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ » « 1 » .
و اينكه بر سر جمله * ( « فَإِنَّما هِيَ زَجْرَةٌ واحِدَةٌ » ) * حرف « فاء » آورده ، به اين منظور بوده كه تعليل را افاده كند و در نتيجه جمله مذكور تعليل مىباشد براى جمله * ( « وَأَنْتُمْ داخِرُونَ » ) * . و تعبير به كلمه « زجرة » نيز اشعار به خوارى و ذلت آنان دارد .
* ( « وَقالُوا يا وَيْلَنا هذا يَوْمُ الدِّينِ هذا يَوْمُ الْفَصْلِ الَّذِي كُنْتُمْ بِه تُكَذِّبُونَ » ) * اين آيه شريفه عطف است بر جمله « ينظرون » كه اشعار به مبهوت بودن آنان داشت و مىفهمانيد كه مشركين بعد از زنده شدن مبهوت و دهشت زده هستند ، و همه در فكر آنند كه آيا عالم قيامت را به خواب مىبينند يا به بيدارى ؟ آن وقت متوجه مىشوند كه نه ، خواب نيستند و اين همان روز بعث و روز جزا است و چون به خاطر كفر و تكذيبشان ، از جزا حذر و
هامش
( 1 ) براى خداست غيب آسمانها و زمين ، و مساله قيامت نيست مگر نظير چشم بر هم زدن و يا نزديك تر از آن ، كه خدا بر هر كارى قادر است . سوره نحل ، آيه 77 .