تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
مؤلف : در بعضى از روايات آمده كه : خداى سبحان براى اهل محشر تجلى مىكند ، به جلوه اى كه آنان را از غير به خود مشغول مىسازد مادامى كه آن تجلى هست به هيچ چيز ديگر توجه ندارند . و مراد از اين تجلى بر طرف شدن همه حجابهايى است كه بين آنان و آفريدگارشان وجود داشت ، نه اينكه مراد ديدن به چشم باشد ، چون ديدن به چشم تنها از راه مقارنه جهات و ابعاد صورت مىگيرد ، و خداى تعالى در جهت قرار ندارد و چنين چيزى در حق خداى تعالى محال است . در كتاب اعتقادات صدوق از امام ( ع ) روايت كرده كه فرمود : هر كس گوش به سخن كسى بدهد ، به همين مقدار او را پرستيده اگر گوينده از خدا بگويد شنونده خدا را پرستيده و اگر از ابليس بگويد ابليس را پرستيده « 1 » . و در كافى به سند خود از محمد بن سالم از امام ابى جعفر ( ع ) روايت كرده كه در ضمن حديثى فرمود : اينكه در روز قيامت اعضاى بدن عليه آدمى شهادت مىدهد ، مربوط به آدم مؤمن نيست ، بلكه اين راجع به كسانى است كه : عذاب خدا بر آنان حتمى شده باشد ، و اما مؤمن نامه عملش را به دست راستش مىدهند ، هم چنان كه خداى تعالى فرمود : « فَمَنْ أُوتِيَ كِتابَه بِيَمِينِه فَأُولئِكَ يَقْرَؤُنَ كِتابَهُمْ وَلا يُظْلَمُونَ فَتِيلًا - پس آن كسى كه نامه اش را به دست راستش دهد ، اين گونه اشخاص خود كتاب خويشتن را مىخوانند ، و ذره‌اى ظلم نمىشوند » « 2 » . و در تفسير عياشى از مسعدة بن صدقه از امام صادق از جدش ( ع ) روايت كرده كه فرمود : امير المؤمنين در آن خطبه اش كه راجع به اوصاف قيامت است ، فرمود : خداوند بر دهنها مهر مىزند و ديگر كسى نمىتواند سخنى بگويد ، بلكه به جاى زبان دستها سخن مىگويند ، و پاها شهادت مىدهند ، و پوست بدنها به زبان مىآيند ، و به آنچه كرده‌اند ناطق مىشوند ، پس نمىتوانند هيچ جريانى را از خدا كتمان كنند « 3 » . مؤلف : و در اين معنا رواياتى ديگر هست ، كه - ان شاء اللَّه تعالى - بعضى از آنها را در تفسير سوره « حم سجده » آيه 20 نقل مىكنيم ، و بعضى ديگر از آنها را در تفسير آيه « إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْه مَسْؤُلًا » « 4 » نقل كرديم .
هامش
( 1 ) اعتقادات صدوق ، ( 2 ) كافى ، ج 2 ، ص 32 . آخر حديث . ( 3 ) تفسير عياشى ، ج 1 ، ص 242 ، ح 133 . ( 4 ) سوره اسراء ، آيه 36 .