ليكن اين استدلال صحيح نيست ، زيرا كلمه « ثم » همه جا براى افاده تاخير زمانى نمىآيد ، و در بسيارى از موارد تنها ترتيب كلامى را مىرساند ، و حتى در كلام خداى تعالى بسيارى اوقات تنها براى اين منظور آمده ، علاوه بر اين آيه شريفه اصلا معناى ديگرى هم دارد ، كه ما در ذيل خود آن آيه در جلد هشتم اين كتاب بدان اشاره نموديم .
باز چه بسا استدلال شده است براى اثبات فرضيه مذكور به آيه * ( « وَبَدَأَ خَلْقَ الإِنْسانِ مِنْ طِينٍ ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَه مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهِينٍ ثُمَّ سَوَّاه وَنَفَخَ فِيه مِنْ رُوحِه » ) * « 1 » .
به اين بيان كه آيه اولى از آنها متعرض آغاز خلقت بشر است ، و مىفرمايد كه خلقت اولى بشر از خاك بوده ، خاكى كه مبدأ مشترك پيدايش همه افراد است ، و آيه سوم مساله صورتگرى و نفخ روح در آدم را بيان مىكند كه آخرين مرحله تكامل انسانى است ، و چون اين دو مرحله را با كلمه « ثم » عطف كرده ، مىفهماند كه فاصله زمانى معتنا بهى در بين اين دو مرحله بوده .
و اين زمان متوسط همان زمانى است كه بين ساير انواع فاصله مىشده ، تا هر نوعى به نوع بالاتر خود تطور پيدا كند ، و با اين تطور تدريجى انسان كامل شود ، ( مثلا اگر بين ميمون تا انسان اولى بى شعور يك ميليون سال فاصله شده ، بين آن انسان و انسان داراى شعور نيز ، يك ميليون سال فاصله شده است . مترجم ) مخصوصا از كلمه « سلالة » به خاطر اينكه نكره است ، و دلالت بر عموم مىكند ، فهميده مىشود كه هر نوع كاملترى از سلاله اى از نوع ناقصتر درست شده .
اين استدلال نيز درست نيست ، زيرا جمله « ثم سويه » عطف شده به جمله « بدء » و چون آيات در مقام بيان ظهور و پيدايش نوع انسانى از راه خلقت است ، و اينكه ابتداى خلقت انسان كه همان خلقت آدم باشد از گل بوده ، و سپس مبدل شده به سلاله اى از آب مخصوص تا فرزندانش پديد آيند ، و سپس خلقت اين نوع يعنى خود آدم و فرزندانش به وسيله صورتگرى و نفخ روح پايان پذيرفت .
و اين معناى صحيحى است كه قابل انطباق با لفظ آيه است ، و لازم نيست كه ما جمله * ( « ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَه مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهِينٍ » ) * را بر انواع متوسط بين خلقت از گل و بين تسويه و نفخ روح بگيريم ، و نكره بودن « سلالة » نيز هيچ مستلزم عموميت نيست ، چون اگر شنيدهايد كه نكره
هامش
( 1 ) خلقت انسان را از گل آغاز كرد ، سپس نسل او را از چكيده اى از آبى خوار قرار داد ، و سپس او را تسويه و صورتگرى نموده و از روح خود در او بدميد . سوره سجده ، آيات 7 - 9 .