دافعه دارند ، و دفع ضرر مىنمايند .
و از جهت چهارم تقسيم مىشود به اعمالى كه در طفوليت از او سر مىزند ، و اعمالى كه در دوران كودكىاش و اعمالى كه در دوران جوانىاش ، و اعمالى كه در دوران پيرىاش انجام مىدهد ، و همچنين تقسيماتى ديگر .
آن گاه اگر در ارتباط اين اعمال با يكديگر ، و استخدام بعضى از آنها براى بعضى ديگر ، و راه يا بى نفس در انجام هر يك از آنها در آنجايى كه انجام داده ، و سزاوار بوده كه انجام دهد و نيز در حركت انسان با اين كاروان قوى و اعمال به سوى غايتها ، و آن كمال و سعادتى كه در مال كار مترتب بر آنها مىشود . و نيز در فرورفتگيش در ورطه هاى ماديت ، و موطن زينت و فتنه و سرانجام ناجى بودن بعضى و هالك شدن بعضى ديگر ، تدبر و دقت كند .
آرى اگر در اين نظام حيرت انگيز باريك شود ، خواهد ديد و ديگر شكى نخواهد كرد در اينكه آنچه كرده و مىكند ، تقديرى بوده كه خدا مقدرش كرده ، و نظامى بوده كه صانع عليم و آفريدگار توانا رديف كرده است ، و ديدن اين نظام علمى عجيب ، ديدن اين معنا است كه « خدا به آنچه مىكنيد خبير است » ( و خدا داناتر است ) .
* ( « ذلِكَ بِأَنَّ اللَّه هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّ ما يَدْعُونَ مِنْ دُونِه الْباطِلُ وَأَنَّ اللَّه هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ » ) * بعد از آنكه خداى سبحان فرمود : مبدأ هر چيز خدا است ، و در نتيجه وجود و تدبير امر هر چيز مستند به اوست ، و عود هر چيزى هم به سوى اوست ، بدون فرق بين فرد و جمعيت ، و بين قليل و كثير ، و نيز خاطرنشان كرد كه هيچ چيز از خلقت و امر به دست خدايانى كه ايشان مىخوانند نيست ، اينك تمامى اين مطالب را در تحت يك بيان جامع جمع كرد ، و با كلمه « ذلك » به آنچه تا كنون گفته شده اشاره نموده و فرموده : * ( « ذلِكَ بِأَنَّ اللَّه هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّ ما يَدْعُونَ مِنْ دُونِه الْباطِلُ . . . » ) * .
توضيح آن : كلمه « حق » به معناى ثابت است ، اما نه از هر جهت ، بلكه از جهت ثبوتش ، و در مقابل آن كلمه « باطل » به معناى غير ثابت است ، از جهت عدم ثبوتش ، و جمله * ( « بِأَنَّ اللَّه هُوَ الْحَقُّ » ) * به خاطر ضمير فصلى كه در آن هست ، و نيز بخاطر معرفه آوردن خبر ، - الف و لام آوردن بر سر كلمه « حق » - انحصار را مىرساند ، يعنى انحصار مبتداء در خبر .
پس جمله * ( « بِأَنَّ اللَّه هُوَ الْحَقُّ » ) * ثبوت را منحصر مىكند در خدا ، و مىفرمايد : تنها خدا است كه ثابتى است كه با بطلان آميخته نيست ، و به عبارت ديگر ثابت از جميع جهات است ، و به عبارت سوم موجود بر هر تقدير است ، پس وجودش مطلق است ، يعنى مقيد به هيچ