گرفته ، كه هر يك به مدتى معين روان است ، و خدا از اعمالى كه مىكنيد آگاه است ( 29 ) .
چنين است ، چون خدا حق است ، و آنچه سواى او مىخوانند باطل است ، و خدا والاى بزرگ است ( 30 ) .
مگر نمىبينى كه به نعمت خدا كشتى به دريا روان است ، تا آيه هاى خويش به شما بنماياند ؟ كه در اين براى همه صبرپيشگان سپاسگزار عبرتهاست ( 31 ) .
و چون موجى بمانند كوه ها ، آنان را فرا گيرد ، خدا را بخوانند ، و دين را خاص او كنند ، و چون به خشكيشان برد ، تنها بعضىشان معتدلند ، و آيه هاى ما را جز عهدشكنان كفران پيشه انكار نمىكنند ( 32 ) .
اى مردم ! از پروردگارتان بترسيد ، و از روزى كه پدر براى فرزندش كارى نسازد ، و فرزند به هيچ وجه كار ساز پدر خود نشود ، بيمناك باشيد ، كه وعده خدا حق است ، زندگى اين دنيا فريبتان ندهد ، و شيطان فريبنده ، در كار خدا به فريبتان نكشد ( 33 ) .
بدرستى علم رستاخيز پيش خدا است ، كه باران فرود آورد ، و آنچه را در رحمها است بداند ، كسى نمىداند كه فردا چه مىكند و كسى نمىداند كه در كدام سرزمين مىميرد ، اما خدا دانا و آگاه است ( 34 ) .
بيان آيات
در اين آيات به ما قبل داستان لقمان برگشته ، كه آيات وحدانيت خدا و نداشتن شريك ، و ادله آن را ذكر نمود ، و بدين جا منتهى شد ، كه فرمود : « هذا خَلْقُ اللَّه فَأَرُونِي ما ذا خَلَقَ الَّذِينَ مِنْ دُونِه بَلِ الظَّالِمُونَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ » .
* ( « ألَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّه سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي السَّماواتِ وَما فِي الأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَه ظاهِرَةً وَباطِنَةً » ) * از اين جا به ما قبل داستان لقمان رجوع شده ، و همين خود دليل است بر اينكه خطاب ( آيا نمىبينيد ) به مشركين است ، هر چند كه ذيل آيه اشعار دارد بر عموميت خطاب .
و بنا بر اين صدر آيه تتمه كلام رسول خدا ( ص ) ، و متصل است به جمله « هذا خَلْقُ اللَّه فَأَرُونِي ما ذا خَلَقَ الَّذِينَ مِنْ دُونِه » و ديگر التفاتى در جمله * ( « ألَمْ تَرَوْا » ) * نيست .
و بنا بر تقديرى كه آيه مورد بحث جزو كلام خداى تعالى باشد ، آن وقت در جمله * ( « ألَمْ تَرَوْا » ) * التفاتى از سياق غيبت در جمله « بَلِ الظَّالِمُونَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ » ، به سياق خطاب ، به كار رفته است ، و التفات در مثل اين گونه موارد از باب شدت يافتن و جد گوينده ، و
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 341
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٣٤١