پس فتنه و محنت يكى از سنتهاى الهى است كه به هيچ وجه و در باره هيچ كس از آن گذشت نمىشود ، همانطور كه در امتهاى گذشته از قبيل قوم نوح ، عاد ، ثمود ، قوم ابراهيم ، لوط ، شعيب و موسى جريان يافت ، و جمعى استقامت ورزيده و جمعى ديگر هلاك شدند و در امتهاى حاضر و آينده نيز جريان خواهد داشت ، و خدا به كسى ظلم نكرده ، و نمىكند ، اين خود امتها و اشخاصند كه به خود ظلم مىكنند .
پس كسى كه مىگويد من به خدا ايمان آوردم بايد در برابر ايمانش صبر كند ، و خداى يگانه را بپرستد و چون قيام به وظايف دينى برايش دشوار و يا غير ممكن شد بايد به ديارى ديگر مهاجرت كند ، ديارى و سرزمينى كه در آنجا بتواند به وظيفه هاى خود عمل كند ، چون ، زمين خدا وسيع است .
و هرگز نبايد به خاطر ترس از گرسنگى و ساير امور زندگى از مهاجرت چشم بپوشد ، براى اينكه رزق بندگان به عهده خدا است ، « وَكَأَيِّنْ مِنْ دَابَّةٍ لا تَحْمِلُ رِزْقَهَا اللَّه يَرْزُقُها وَإِيَّاكُمْ - و چه بسيار جنبده كه خودش متحمل رزقش نيست بلكه خدا است كه رزق آنها و رزق شما را مىدهد » .
و اما مشركين كه مؤمنين را آزار مىكردند با اينكه مؤمنين به غير از اينكه مىگفتند :
پروردگار ما اللَّه است ، هيچ جرمى مرتكب نشده بودند ، آنها هم بايد بدانند كه با اين رفتار خود خدا را عاجز نمىكنند ، و به ستوه نمىآورند ، و نمىتوانند خواست خود را عليه خواست خدا به كرسى بنشانند ، بلكه خود اين آزارشان هم كه گفتيم فتنه و آزمايش مؤمنين است ، فتنه و آزمايش خودشان نيز هست ، و چنان نيست كه از علم و تقدير الهى خارج باشد ، بلكه اين خدا است كه آنان را در چنين بوته اى از آزمايش قرار داده ، و دارد عليه آنان ضبط مىكند ، تا اگر خواست در همين دنيا به و بال آن گرفتارشان كند ، و اگر خواست اين عذاب را تاخير انداخته در روزى كه به سوى او برمىگردند ، و ديگر راه گريزى ندارند ، عذاب كند .
و اما آن چه به عنوان حجت و دليل براى خود درست كرده و دل بدان خوش كردهاند ، سخن باطل و دليل مردودى است كه هيچ جا به دردشان نمىخورد ، و حجت عليه آنان تمام است .
اين حاصل و خلاصه اى از غرض سوره مورد بحث است ، و مقتضاى اين زمينه اين است كه سوره در مكه نازل شده باشد ، و اينكه بعضى گفتهاند : مدنى است كه يا همه اش و يا بيشترش و يا قسمتى از آن در مدينه نازل شده - اقوالشان در بحث روايتى آينده از نظر خواننده خواهد گذشت - صحيح نيست ، چون مضامين آيات آن جز با روزگار عسرت و شدت قبل از
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 146
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٤٦